 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
مرد 50 ساله رازدار جنایت در جاده چالوس بود
|
| | | |
 | در پي اعترافات مردي كه مدعي است به بهانه مسائل ناموسي، دوست خود را به قتل رسانده، تحقيقات كارآگاهان از متهم وارد مرحله تازهای شد. | در پي اعترافات و ضد و نقيض مردي كه مدعي است به بهانه مسائل ناموسي، دوست قديمي خود را در جاده چالوس به قتل رسانده، تحقيقات كارآگاهان پليس آگاهي كرج از متهم وارد مرحله تازهای شد.
روز 17 آذرماه، ماموران كلانتري 28 «آدران» حين گشت زني در حوزه استحفاظي خود بين تونل 4 و 5 جاده چالوس با جسد خونآلود شخص ميانسالي که كنار يك دستگاه خودرو رها شده بود مواجه شدند.
ماموران در بررسیهای اولیه با توجه به كارت خودرو متوجه شدند: اين جسد متعلق به مردی 52 ساله به نام «حسن ــ چ» است.
با انتقال جسد به پزشكي قانوني مشخص شد: اين فرد بر اثر ضربات یک شيء سنگين به قتل رسيده است.
به این ترتيب به دستور سرهنگ مجيد بزمون، فرمانده انتظامي كرج، تحقيقات پليسي برای شناسايي متهم يا متهمان قتل «حسن» و چگونگي وقوع قتل آغاز شد و ماموران با بازجویی از خانواده مقتول آخرين بار با يكي از دوستان قديمي خود به نام «محمد ـــ الف» مشاهده شده است، بنابراين ماموران با مراجعه به آدرس اين شخص در فاز چهارم «مهرشهر»، وي را برای انجام بازجويي به پليس آگاهي كرج منتقل كردند.
با توجه به تناقضگوييهاي «محمد» در بازجوييها، ماموران نسبت به وي مشكوك شدند، از اين رو وي تحت بازجوييهاي فني و پليسي قرار گرفت، اما همچنان منكر ارتكاب قتل میشد.
بنابراين با كسب مجوز قضائی، منزل این متم 50 ساله برای كشف آلات و ادوات جرم بازرسي و البسههاي مورد استفاده مظنون بررسي بيشتر به دايره تشخيص هويت آگاهي منتقل شد.
سرانجام با بهرهگيري از دستگاه پلي لايت (دستگاه نمايان ساز)، آثار 12 قطره خون روي يكي از پيراهنهاي شسته و اتو كشيده شده «محمد» مشاهده شد.
با به دست آمدن اين سرنخ، بازجويي از «محمد» بار ديگر از سر گرفته شد و وي اینبار گفت: چندي پيش با حسن به ويلاي من در شهرستان «نور» واقع در جاده چالوس رفتيم، اما زماني كه وي قصد تعويض لامپ سوخته يكي از اتاقها را داشت ناگهان از روي صندلي افتاد و خون دماغ شد، من نيز پيراهنم را جلو بيني او قرار دادم و اين قطرات خون مربوط به اين حادثه است.
ادعاي مظنون به در حالي بود كه بنا بر اعلام كارشناسان، قطرات خون روي پيراهن «محمد» از آنجاكه به صورت پاشيدگي بود، خبر از وقوع يك درگيري ميداد.
بر اين اساس با رد ادعاي محمد در مرحله بعدي بازجوييها، وي بار ديگر مدعی شد: در تاريخ 17 آذرماه كه به تهران رفته بودم، پسرم به همراه دوستانش، قصد رفتن به يك جشن عروسي را داشت، اما به دليل اين كه من آنها را نميشناختم با خود فكر كردم كه ديرتر به منزل بروم تا او از رفتن به عروسي منصرف شود. بنابراين به جاده چالوس رفتم و چون كليد ويلاي شمال نيز داخل خودرو بود، تصميم گرفتم به ويلاي خود بروم.
وي افزود: تا تونل بزرگ ميان راه به مسير خود ادامه دادم، اما در ميانه راه پشيمان شدم و دور زدم، بعد از تونل پژو 206 نقرهاي رنگي توجهام را جلب كرد و چون پلاك آن را ميشناختم به سمتش حركت كردم، اما با نزديك شدن به خودرو جسد خونآلود «حسن» را ديدم كه به حالت «دمر» روي زمين قرار افتاده بود، بنابراين وي را بلند كردم تا به بيمارستان انتقال دهم و به همین دلیل پيراهنم خونآلود شد.
در اين حال ماموران با استفاده از شگردهاي خاص به محمد خاطرنشان كردند كه دوربينهاي كنترل سرعت در جاده چالوس مشخص خواهد كرد كه با چه كسي و چه خودرويي به جاده چالوس رفته است.
ترتيب «محمد»، پس از 38 روز بازجويي پي در پي، زماني كه راهي جز بيان حقيقت پيدا نميكرد، به قتل اعتراف کرد و گفت با این حدود 2 ماه پيش، من به همراه دختر و دامادم و همچنين «حسن» (مقتول) و دخترش جهت تفريح به ويلاي خود در شهرستان «نور» رفتيم. در اين ميان «حسن» به دخترم گفته بود كهاي كاش من زني مثل تو داشتم، از اين رو با تصور اين كه وي نظر بدی به دخترم دارد، موضوع را به او متذكر شدم، اما حسن از اين تذکر من بسيار ناراحت شد. اين در حاليست كه پس از آن چندين بار ديگر با يكديگر به جاده چالوس رفتيم تا اين كه صبح 17 آذرماه، مقتول به مغازه من واقع در «مهرشهر» كرج مراجعه كرد و از من خواست تا براي سفارش غذا براي مجلس عقد دخترش كه قرار بود همان شب برگزار شود، او را همراهي كنم، بنابراين با او سوار خودرو شدم، اما وي به سمت جاده چالوس حركت كرد.
متهم افزود: در ميانه راه، 2 پاكت شير پاستوريزه بيرون آورد و با تعارف كردن يكي از آنها به من، خود ديگري را خورد ولی من به محض خوردن شير دچار سستي شدم. در اين هنگام «حسن» به من گفت: «در چه حال هستي؟ هنوز هوشياري؟»، سپس رو به من گفت: «قضيه دخترت را به رخ من ميكشي؟» و پس از توقف خودرو ناگهان يك چوب دستي از عقب خودرو بيرون آورد و به كتفم زد.
«محمد»، متهم به قتل 50 ساله در ادامه اذعان كرد: از اين رو من نيز اول با يك تكه سنگ يك ضربه به سر او زدم كه او نقش بر زمين شد، سپس با همان چوب دستي ضربه ديگري بر سرش وارد كردم.
در پي اين حادثه بلافاصله با يك پيكان عبوري به كرج بازگشتم و پس از رفتن به منزل، پيراهن خود را شستم و در جواب خانوادهام گفتم حين عبور از خيابان با يك موتورسيكلت تصادف كردهام و همچنین با مراجعه به پزشك از كتف و بازويم نيز عكسبرداري كردم.
در این میان ماموران ويژه قتل در ترفند ديگري به متهم گفتند كه در آزمايشات پزشكي قانوني وجود برخي سموم در بدن مقتول مشاهده شده است، از اين رو «محمد» در اظهارات بعدي اعتراف كرد: زماني كه متوجه شير مسموم تعارفي «حسن» شدم با جا به جا كردن پاكت شير تعارفي با شير ديگر، او را در اجرای نقشهاش ناكام گذاشتم. سپس ابتدا با روشن كردن خودرو به سمت وي حركت و وی را نقش بر زمين کردم و در ادامه با چوب دستي و سنگ ضرباتي را بر سرش کوبیدم.
بنا بر ا ین گزارش، هماکنون از آنجاكه اعترافات اين متهم با توجه به تحقيقات به عمل آمده و بازجوييهاي پي در پي همچنان در هالهاي از ابهام قرار دارد، تحقيقات تكميلي برای روشن شدن حقيقت ادامه دارد، سارقان در ترمینالها به کمین مینشستند.
| | | | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|