 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
هموطن , يكشنبه 9 بهمن 1384 |
|
غوغای مجلس جشن ملکه!
|
| | | |
 | ناصرالدین شاه پس از آمدن به فرنگ و دیدن این لباسها، آن را در ایران معمول کرده است. | "خاطرات میس سایکس در سفر به ایران"-امسال که من میس سایکس توانستم در جشن یکی ازدهها ملکه ایران شرکت نمایم فصل بهار بود و بطوری که میگویند جشن مزبور چون در ماههای قمری است بعضی وقتها هم در زمستان واقع میشود.
ساعت ده صبح من با کالسکه سفارت تا باغ منیریه رفتم. کالسکه پشت پرده کرباسی بلند توقف کرد. در آنجا خواجه سیاهی کارت مرا گرفته پرده را پس زد و از دالان درازی عبور داده، به باغ اندرون برد.
درین باغ بیش از هزار زن و دختر و خواجه سیاه و سفید مثل مور و ملخ وول میخوردند. بیشتر لباسها مثل لباس رقاصان بالت اروپا بود.
میگویند ناصرالدین شاه پس از آمدن به فرنگ و دیدن این لباسها، آن را در ایران معمول کرده است. میان این همه زن، یکی که زبان خارجی بداند و یا لباس معمول اروپا تنش باشد دیده نمیشد.
من با خانم منیرالسلطنه با اشاره سر و دست تعارف میکردم که ناگاه خانمی با لباس اروپایی اما با قیافه ایرانی، سر رسید و به زبان فرانسه مشغول صحبت شد و سمت مترجمی را قبول کرد.
بعدها دانستم که این خانم دختر یحیی خان مشیرالدوله است و در استانبول زبان فرانسه تحصیل کرده است و با آداب و رسوم اروپایی آشنا میباشد.
من سرگرم صحبت و تماشا و خوردن شیرینی و میوه بودم که ناگاه غوغای بزرگی برخاست. اگر بخواهید به معنای کامل این غوغا واقف شوید پیش خود فکر کنید که کندوی زنبور عسل آتش گرفته و صدها زنبور وزوز کنان از آن کندو بیرون جستهاند.
آیا میدانید این غوغا برای چه بود؟ ناصرالدین شاه و پسرش نایبالسلطنه به سرزمین حوران بهشتی وارد میشدند. این آخرین بار بود که ناصرالدین شاه در مجلس جشن شرکت کرد.
| | | | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|