دوشنبه 25 خرداد 1405

 
 
     
 
     
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
آگهي درهموطن 
اخبار در موبايل 
آرشيو روزنامه 
تماس با ما 
توصيه روز
:: بازار کامپيوتر ::
معرفی تبلت چهار هسته‌يی شرکت ASUS‎
:: نکته آموزشی ::
چگونه گوشی اورجینال را از تقلبی تشخیص دهیم؟

اخبار داخلی روزی روزگاری من آن غافل نادانم که سخن تو مرا به باد نشاند

 
 

هموطن , سه شنبه 11 بهمن 1384

من آن غافل نادانم که سخن تو مرا به باد نشاند

 
 

دزدی شبی با یاران خود به دزدی رفت. خداوند خانه به حس حرکت ایشان بیدار شد و شناخت که بر بام دزدانند، قوم را آهسته بیدار کرد و حال معلوم گردانید.

من آن غافل نادانم که سخن تو مرا به باد نشاند
«کلیله و دمنه»-دزدی شبی با یاران خود به دزدی رفت. خداوند خانه به حس حرکت ایشان بیدار شد و شناخت که بر بام دزدانند، قوم را آهسته بیدار کرد و حال معلوم گردانید. آن گه فرمود که من خود را در خواب سازم و تو چنان که ایشان آواز تو را می‌شنوند با من در سخن گفتن‌ای و پس از من بپرس با الحاح هرچه تمام‌تر آن که این چندین مال از کجا به دست آوردی.
زن فرمان برداری نمود و بر ترتیب پرسیدن گرفت. مرد گفت: «از این سوال در گذر که اگر راستی حال با تو بگویم کسی بشنود و مردمان را پدید آید» زن مراجعت کرد و الحال در میان آورد.
گفت: «این مال من از دزدی جمع شده است که در آن کار استاد بودم و افسونی داشتم که شب‌های مقمر پیش دیوارهای توانگران بایستادم و هفت بار بگفتمی: «شولم، شولم» و دست در روشنایی مهتاب زدمی و به یک حرکت به بام رسیدمی و بر سر روزن بایستادمی و هفت بار دیگر بگفتمی «شولم، شولم» و از ماهتاب به خانه در شدمی و هفت بار دیگر بگفتمی «شولم» همه نقود خانه پیش چشم من ظاهر گشتی، به قدر طاقت برداشتمی و هفت بار دیگر بگفتمی «شولم» و بر مهتاب از روزن خانه برآمدمی.
به برکت این افسون نه کسی مرا بتوانستی دید و نه در من بدگمانی صورت بستی، به تدریج این نعمت که می‌بینی به دست آمد». اما زنهار که این لفظ را به کسی نیاموزی که از آن خلل‌ها زاید.
دزدان بشنوند و در آموختن افسون شادی‌ها نمودند و ساعتی توقف کردند، چن ظن افتاد که اهل خانه در خواب شدند، مقدم دزدان هفت بار بگفت: «شولم، شولم، و پای در روزن کرد. همان بود و سرنگون فروافتاد.
خداوند خانه چوب دستی برداشت و شانه‌هایش بکوفت و گفت: «همه‌ی عمر بروبازو زدم و مال به دست آمد، تا تو کافر دل پشتواره بندی و ببری؟ باری بگو تو کیستی؟» دزد گفت: «من، آن غافل نادانم که دم گرم تو مرا بر باد نشاند تا هوس سجاده روی آن افکندن پیش خاطر آوردم».

 
 

دروغش از دروازه تو نمی‌آید
هر طور می‌دانید برای رفع اشتباه اقدام کنید
اگر تقصیر داشتند پس این استقبال چه بود؟

 
   
 
تحليل
:: اقتصادی ::
مدیریت حضور کارکنان با استانداران است
:: فناوری اطلاعات ::
پایان ممنوعیت پرحاشیه؛ واردات تمام برندهای موبایل، آزاد اعلام شد
:: روی خط جوانی ::
دلیل نوعروس برای طلاق 6 ماه بعد از عقد چه بود؟
:: ورزش ::
اولادقباد کوتاه آمد: قدردان آقای شمسایی هستم
:: فرهنگ و هنر ::
حمیدی مقدم دبیر سینما حقیقت شد
:: حوادث ::
اختلاف بر سر مبلغ رهن یک خانه به قتل منجر شد

 
     
   
     
     
    ::  تماس با ما  ::  درباره ما  ::  sitemap  ::  آگهي درهموطن  ::
کليهء حقوق متعلق است به روزنامهء هموطن سلام. ۱۳۹۳ - ۱۳۸۳
طراحی و اجرای سايت : شرکت به نگار