دوشنبه 1 تير 1405

 
 
     
 
     
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
آگهي درهموطن 
اخبار در موبايل 
آرشيو روزنامه 
تماس با ما 
توصيه روز
:: بازار کامپيوتر ::
معرفی تبلت چهار هسته‌يی شرکت ASUS‎
:: نکته آموزشی ::
چگونه گوشی اورجینال را از تقلبی تشخیص دهیم؟

اخبار داخلی حوادث فجیع ترین قتل خانوادگی در سال 85

 
 

ایسکانیوز , شنبه 6 خرداد 1385

فجیع ترین قتل خانوادگی در سال 85

 
 

مردی که همسر و سه فرزند برادرش را در شهر قدس با ضربه‌های پتک، قربانی خونبارترین کشتار خانوادگی امسال ایران کرده است از کشور گریخت.

مردی که همسر و سه فرزند برادرش را در شهر قدس ـ قلعه حسن خان ـ با ضربه‌های پتک، قربانی خونبارترین کشتار خانوادگی امسال ایران کرده است از کشور گریخت.
این قوی‌ترین فرضیه‌ای است که در دستور کار پلیس جنایی استان تهران قرار دارد و پای اینترپل را هم به پرونده کشید.
علی ـ م 26 ساله که پس از مرگ پدر و مادرش در خانه برادر خود ـ کوی وفایی نژاد خیابان هشت متری شورا در قلعه حسن خان ـ زندگی می‌کرد. بین قوم و خویش به جوانی سربه زیر و آرام شهرت داشت اما از وقتی پایش به تجارت کثیف گلدکوییست و دام اعتیاد کشیده شد دیگر از آن ارج و قرب همیشگی، حتی پیش نزدیک‌ترین کسانش هم محروم شد.
آنچه گذشت...
مریم 25 ساله و دختر کوچولویش دیانا که در تعطیلات نوروز از روستای سانقله ابهر به شهر قدس – قلعه حسن خان- آمده بودند هرگز نمی‌دانستند برای
 

" نخستین پتو را که کنار زد چشمش به جمجمه متلاشی شده پسر 13 ساله‌اش محمد افتاد. آنچه را به چشم می‌دید باور نداشت. گمان کرد در خواب و خیال است!... "

 
 
آخرین بار میهمان مادر و سایر اعضای خانواده‌شان شده‌اند.
مادر و دختر شیرین زبانش ساعت 5:45 بامداد چهارشنبه – 16 فروردین 85- با پدربزرگ 52 ساله به نام ذبیح‌الله - م از شهر قدس عازم ابهر شدند.
این مرد که نقاش ساختمان است ساعت 19 همان روز وقتی به خانه دو طبقه‌اش در کوی وفایی‌‌نژاد خیابان هشت متری شورا برگشت با کلید خود دروازه را گشود اما هرچه تلاش کرد نتوانست قفل در اتاق پذیرایی را باز کند. از روی چهارپایه فلزی، نگاهی به درون اتاق تاریک انداخت. چهار پتو در طبقه اول به ترتیب کنار هم قرار داشتند و تنها یک رختخواب در طبقه دوم مشهود بود. ناگهان لرزه به جان ذبیح‌الله افتاد و چند بار با صدای بلند فریاد زد: شمسی! محمود! معصومه! محمد! علی! اما هیچ جوابی نشنید و بیشتر وحشت کرد. به ناچار سراغ کلید ساز محل رفت و سرانجام وارد اتاق طبقه اول شد. نخستین پتو را که کنار زد چشمش به جمجمه متلاشی شده پسر 13 ساله‌اش محمد افتاد. آنچه را به چشم می‌دید باور نداشت. گمان کرد در خواب و خیال است! کلیدبرق را زد و وقتی با در و دیوار و رختخواب‌‌های به خون کشیده شده روبه‌رو شد دیگر نتوانست پتوهای دیگر را کنار بزند. فقط فریاد بلندی سر داد و دقایقی بعد افسران کلانتری 19 شهر قدس در قربانگاه حاضر شدند. بدین ترتیب جنازه‌های خونین شمسی داوودی- مادر 45 ساله- پسر بزرگش محمود 30 ساله، پسر کوچکش علی 13 ساله در طبقه اول و پیکر معصومه مقدم 17 ساله در طبقه دوم ساختمان از زیر پتوها سر برآورد و خونبارترین کشتار خانوادگی سال 85 به بازپرس کشیک دادسرای عمومی و انقلاب شهر قدس گزارش شد. سپس سرهنگ کریمی- فرمانده پلیس شهریار- و سرگرد
 

" مرد نقاش گفت: برادرم پس از جنایت به یکباره ناپدید شد و من وقتی به توالت رفتم با مقداری اسناد سوخته مربوط به اموال محمود و شناسنامه‌اش روبه‌رو شدم و شک ندارم علی دست به این کار زده است. ... "

 
 
مکرمی- رییس کلانتری 19 شهر قدس- نیز به قربانگاه رفتند و پیگیر ماجرا شدند. تحقیقات مقدماتی نشان می‌داد مادر و سه فرزندش همگی بین ساعت شش تا هفت بامداد چهارشنبه در بسترشان با ضربه‌های پتک به خواب ابدی رفته‌اند و قاتل به قدری حرفه‌ای دست به جنایت زده که هیچ یک از همسایگان تا شب متوجه کشتار خانوادگی نشدند.
برادرم را دستگیر کنید
ذبیح‌الله برادر 26 ساله‌اش علی را به عنوان تنها متهم پرونده معرفی و مسیر تجسس‌ها را وارد مرحله‌ تازه‌ای کرد.
پدر داغدار گفت: علی از هشت سال پیش به دنبال مرگ مادرم با خانواده من زندگی می‌کرد. او تازگی‌ها سرخورده‌ و پسر بزرگم محمود متوجه اعتیادش به کراک شده بود. محمود، عمویش را برای درمان و ترک اعتیاد پیش یک متخصص می‌برد و چون در تجارت گلدکوییست شکست سنگینی خورده بودند از هم کینه شدید داشتند.
مرد نقاش افزود: برادرم پس از جنایت به یکباره ناپدید شد و من وقتی به توالت رفتم با مقداری اسناد سوخته مربوط به اموال محمود و شناسنامه‌اش روبه‌رو شدم و شک ندارم علی دست به این کار زده است.
مریم- خواهر بزرگ قربانیان – عمویش را به عنوان تنها متهم پرونده نامید و اعلام کرد: بعید نیست علی پیش از جنایت، ویزا و بلیت تهیه کرده و به خارج از کشور گریخته باشد چون طی تعطیلات عید پاسپورتش در خانه نبود و احتمال می‌رود پول‌های برادرم را هم دزدیده و بالا کشیده باشد. گزارش ایسکانیوز می‌افزاید: در حالی که افزون بر 55 شبانه روز از این جنایت تکان دهنده گذشته پلیس جنایی استان تهران، علی را در مشهد ردیابی کرد اما وقتی به مکان مورد نظرش رسید متوجه شد او گریخته است.
اکنون فرار این آدمکش از مرزهای شرقی کشور، قوی‌ترین فرضیه‌ای به شمار می‌رود که پای اینترپل را هم برای دستگیری او به پرونده کشانده است.
علی، روی دیوار قربانگاه با ماژیک نوشت: دست شما به زنده‌ام نمی‌رسد، مگر اینکه جنازه‌ام را پیدا کنید. خداحافظ زندگی با آرزوهای سوخته.

 
 

قتل فجيع زن باردار
مرگ خاموش جوان 22 ساله در تهران
قتل بر اثر اختلافات خانوادگي در «شهرري»

 
   
 
تحليل
:: اقتصادی ::
مدیریت حضور کارکنان با استانداران است
:: فناوری اطلاعات ::
پایان ممنوعیت پرحاشیه؛ واردات تمام برندهای موبایل، آزاد اعلام شد
:: روی خط جوانی ::
دلیل نوعروس برای طلاق 6 ماه بعد از عقد چه بود؟
:: ورزش ::
اولادقباد کوتاه آمد: قدردان آقای شمسایی هستم
:: فرهنگ و هنر ::
طلوع ماه فراخوان داد
:: حوادث ::
اختلاف بر سر مبلغ رهن یک خانه به قتل منجر شد

 
     
   
     
     
    ::  تماس با ما  ::  درباره ما  ::  sitemap  ::  آگهي درهموطن  ::
کليهء حقوق متعلق است به روزنامهء هموطن سلام. ۱۳۹۳ - ۱۳۸۳
طراحی و اجرای سايت : شرکت به نگار