 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
جام جم , چهارشنبه 21 تير 1385 |
|
ائتلاف بدون لاف
|
| | | |
 | اين قضيه بخصوص در حوزه «احزاب» از اهميت سياسي مضاعفي برخوردار است که اگر بشود، چه شود!
| 
از بين بردن و کن فيکون کردن هر گونه درز و شکاف به منظور انجام عمل «ائتلاف» البته کاري پسنديده ، لازم و در خور ستايش است.
اين قضيه بخصوص در حوزه «احزاب» از اهميت سياسي مضاعفي برخوردار است که اگر بشود، چه شود!
نظم ائتلافي: اگر باشد تو را در حد کافي / خبر از خوبي هر ائتلافي بدون آن که خواهي هي بلافي / هميشه با همه مي ائتلافي فلذاست که يک عضو شوراي مرکزي حزب اعتماد ملي درخصوص احتمال ائتلاف حزب متبوعش با ساير احزاب و گروهها گفته: «ما مخالف ائتلاف نيستيم ، اما بارها اعلام کرديم که با افراد موثر از گروههاي سياسي اصلاح طلب در انتخابات آينده همکاري خواهيم کرد.» ائتلاف ما را ملاحظه کرديد؟... فقط تا بوي انتخاباتي چيزي به مشاممان مي رسد ، هوس ائتلاف کردن به سرمان مي زند. (اين عضو شوراي مرکزي حزب مذکور، جناب «علي يعقوبي» بود که نخواست نامش فاش نشود.)
پرسش فلسفي: از آنجا که حکماي سلف ما فرمودند: «کل طائر يطير مع شکله» ؛ يعني هر پرنده اي اصولا با هم شکل و شمايل خودش مي پرد، آيا احتمال اين که «کبوتر و باز» نيز خلاف آنچه تا به حال شايع کردند که: «کبوتر با کبوتر، باز با باز» جاي اميدي هست که باهم ائتلاف کنند و دوشادوش هم پرواز؟ پاسخ سفسطي: براي ائتلاف فقط کافي است به طرف مقابل اعتماد کنيد. 2 نفر در پياده رو خياباني داشتند به لطيفه اي که براي هم گفته بودند، مي خنديدند. ديدند يک شخص ثالثي هم در آن سوي خيابان دارد مي خندد. رفتند گفتند تو ديگر چرا مي خندي. حالا ما لطيفه خنده داري شنيديم ، دايم مي خنديم. گفت: «بله ، من هم مي خندم چون به شما اعتماد دارم.» به نظر ما برادران اصلاح طلب حزب اعتماد ملي اگر همين طور ميلي نمي خواهند ائتلاف کنند، با آن اصلاح طلباني ائتلاف نکنند که در ضمن گفته هاي يک عضو شوراي مرکزي جمعيت ايثارگران به آنها اشاره شده است : «برخي از اصلاح طلبان هنر رصد کردن مطالبات مردم را نداشتند.» (اين عضو شوراي مرکزي جمعيت ايثارگران ، جناب «مجتبي شاکري» است که نخواست نامش فاش نشود.)
پيشنهاد اصولي: حزب اعتماد ملي ، با هر حزب ديگري اگر خواست ائتلاف کند، اول يک چند تا از اعضاي مرکزي آن حزب را ببرد روي برج ميلاد (با ارتفاع 435 متر از سطح زمين که مشرف بر تمام چيزهاست و با احتساب امروز دقيقا 439 روز به تکميل کامل آن باقي مانده و الباقي اش با خداست) يک تلسکوپي ، دوربيني ، چيزي بدهند دستش از همان بالا مردم را رصد کند. اگر مطالبات آنها را ديد و فهميد، سريعا تا پايين نيامده ، همان بالاي برج ، با وي ائتلاف کنند.
زبان حال: رفته ام بر فراز برج و در آنجا / ائتلافي نموده ام که مپرس
سوال: حالا حتما براي ائتلاف بايد رفت سر برج؟
جواب: اي آقا عرض نکرديم که مپرس؟... پس چيزي مپرس!
| | | | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|