سه شنبه 20 بهمن 1388

 
 
     
 
     
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
آگهی در هموطن 
نسخه موبايل 
آرشيو روزنامه 
تماس با ما 
توصيه روز
:: بازار کامپيوتر ::
رقص در میانه بازارم آرزوست!
:: نکته آموزشی ::
برای قطعه‌ای جان بدهید که برای شما تب کند!

اخبار داخلی روزی روزگاری خاموشي به طور قطع

 
 

جام جم , شنبه 4 شهريور 1385

خاموشي به طور قطع

 
 

وزير محترم نيرو - با تمام نيرو - به مسوولان مربوطه مهلت داد تا علت سراسري شدن قطع برق را بررسي و به مردم اعلام کنند.

به طور قطع ، خاموشي برق در هر جامعه اي اتفاق مي افتد. خصوصا که در آن جامعه ، حوادث غيرمترقبه ، خبر هم نکند و بالاخص در اين برهه حساس کنوني. از ديرباز نيز هميشه همينطور بوده.
اصلا کل کره خاکي اش - بزنم به تخته - بلاخيز و بلاپرور است. بلانسبت برخي کشورها. حکما هم در اين معنا سابقا که برقي در کار نبوده ، گفتند: البلاء للولاء يعني اينکه برادر من ، در اين زمين آبي - خاکي ، هرچه بلا هست براي دوستان است.
يکي از جمله دوستان هم برادر عزيزمان جناب انوري ابيوردي بود که خيلي مورد التفات بود و خود در اين باب فرمود:
بلاي منظوم : هر بلايي کز آسمان آيد / گرچه آن بدترين بلا باشد به زمين نارسيده
مي پرسد : / خانه انوري کجا باشد؟ ديروز نه ، پريروز نه ، پيش پريروز صبح به ناگهان برق کل تهران رفت. همچين هم رفت که انگار از اول نبوده است.(همين جا يک فاتحه اي هم براي آمرزش توماس اديسون بخوانيد ، بد نيست.
آقايان و خانم ها ، شهادت بدهند که مرحوم اديسون ، هرچي بود ، مخترع خوبي بود. الهي که از برقش.... ببخشيد ، از قبرش نور ببارد. خدا بخشنده است. ممکن است به خاطر همين يک کار کوچکش او را ببخشد.) وقتي برق پايتخت بالکل رفت ، بسرعت برق در زندگي روزمره مردم اختلالاتي به وجود آمد که مپرس.
به عنوان مشت نمونه خروار، کل مترو از حيز انتفاع ساقط شد شبکه تلفن همراه ، گل بود به سبزه هم آراسته شد و مختل شد بانکها و به خصوص باجه هاي خودپرداز عملا مرخص شدند چراغ هاي راهنمايي سر چهار راهها از کار افتاد و شير تو شير(يا بفرما که ماشين تو ماشين) شد و........ خلاصه ، شد هرآنچه که نمي بايست شد. فقط مانده بود آب شهروندان به دليل باز بودن دريچه هاي آبرساني به هنگام رفتن برق براحتي يک آب خوردن قطع شود که خوشبختانه نشد و بدين خاطر از عموم همشهريان عزيز عذر مي خواهيم. بيت برقي : در رفتن بر ق از وطن ، گويند هر نوعي سخن / من خود به چشم خويشتن ، ديدم که تهران مي رود ذيلا محض نمونه به چند نوع سخن که به اسم خبر در روزنامه هاي کثير الانتشار تهران و به شکل تيتر صفحه اول آمده بود توجه بفرماييد تا بعد:
کارگزاران : تهران ، 1 ساعت فلج شد.
همشهري : تهران ، 2 ساعت متوقف شد.
اعتماد ملي : تهران ، 3 ساعت از کار افتاد.
پرسش فلسفي : بالاخره ما نفهميديم که تهران براي چند ساعت فلج و متوقف شد يا که از کار افتاد؟ پيدا کنيد پرتقال فروش معروف را.
پرتقال فروش : روي هم حساب کنيد ، فکر کنم ما يک 6 ساعتي تعطيل بوديم و خودمان خبر نداشتيم و البته تعطيل غير رسمي.
گمانه زني : احتمالا چون برق قطع بوده و پاره اي از مديران مسوول روزنامه ها هم اتاقشان تاريک بوده و نمي توانسته اند درست وحسابي صفحه ساعتشان را ببينند فلذاست که در اعلام زمان قطعي قطع برق دچار قرائت هاي مختلف (و نه متخلف) و غير قطعي شده اند. به طور قطع ، شمعي هم در دسترس نداشتند که روشن کنند. حالا دم دستگاه برق اضطراري به کنار. بيت شمعي : در کف هر يک اگر شمعي بدي / اختلاف از تيترشان بيرون شدي به هر حال ، بعد از بازگشت سرافرازانه برق به شهر ، همه جا که روشن شد ، تازه کاشف به عمل آمد که گويا علت العلل اين برق رفتگي (که گاهي بدتر از برق گرفتگي عمل مي کند) ، ترکيدگي و ايجاد پارگي در ناحيه يکي از خازنهاي پست برق در منطقه جنوب غرب تهران بوده است ، ولا غير. به هيچ وجه من الوجوه (نقدي يا غيرنقدي) نيز دست استکبار جهاني و ايادي آن در کار نبوده و هر چه بوده از همان فرسودگي و زهوار در رفتگي خود خازن پست برق بوده است.
از سر ناراحتي : اي خازن پست !....مگر نبينمت ! در پي بروز اين حادثه ، قائم مقام شرکت توانير، لحظاتي پيش از آن که ما اين سوال را مطرح کنيم ، متفکرانه گفت : ترکيدن يک خازن بايد تنها برق همان منطقه را خاموش کند اما نمي دانيم چرا قطع برق سراسري شد؟ (به نقل از کيهان)
توضيح دم دستي : هرچيزي مثل کنکور وقتي که سراسري شد ، کلاس کارش بالاتر است. از سوي ديگر ، ظلمت بالسويه هم عين روشنايي است. چرا که در اين حالت ، تکليف همه روشن است.
آخرين خبر : وزير محترم نيرو - با تمام نيرو - به مسوولان مربوطه مهلت داد تا علت سراسري شدن قطع برق را بررسي و به مردم اعلام کنند.
شکرگزاري : خداوندا ، تو را صدها هزار مرتبه شکر و تشکر که به هنگام اين قطع برق طولاني و سراسري ، تصادفا داخل سي سي يو ، آي سي يو و يا که در اتاق عمل نبوديم که اگر مي بوديم ، عکس العمل عزرائيل تماشايي بود. در اوج خاموشي ، به طور قطع فقط اين تکليف ما بود که روشن بود. اين هم از پارتي بازي ما!

 
 

ديش ديش ... ايش ايش
دنيا ديگه مث تو نداره
دماغ سوخته اسرائيلي مي خريم !

 
   
 
تحليل
:: تا انتخابات ::
زني داراي 4 پاسپورت‌ در همه اغتشاشات حضور داشته است
:: اقتصادی ::
بهمني: حذف سه صفر فعلا لازم نيست
:: فناوری اطلاعات ::
آی‌پد کابوس اورولی
:: روی خط جوانی ::
فاصله افتاده بين من و تو...
:: ورزش ::
مايلي‌كهن: دعواي من و قلعه‌نويي از جنگ ايران و عراق بدتر نبود
:: فرهنگ و هنر ::
توضيحات «علي معلم» درباره حواشي مراسم پاياني جشنواره
:: حوادث ::
متهمي كه از سال 80 تاکنون 16 بار به زندان رفته است

 
     
   
     
     
    ::  تماس با ما  ::  معرفی ما  ::  نقشه سايت  ::  آگهی در هموطن  ::
کليهء حقوق متعلق است به روزنامهء هموطن سلام. ۱۳۸۷ - ۱۳۸۳
طراحی و اجرای سايت : شرکت به نگار