 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
بیمار را نکش
|
| | | |
 | از آنجا که ما، خود را خلق نکرده ایم، نه تنها اختیاری در این باره نداریم؛ بلکه موظف به مراقبت از آن نیز هستیم و خداوند تنها مالک و گیرنده زندگی است. | 
لیلا انتظاری- تعریف و انواع اوتانازیا، رویه هلند و مقابله اروپا با آن از جمله بحثهایی بود که در بخش گذشته بررسی شد.در این شماره به بررسی این پدیده در مکتب های دینی و حقوق ایران پرداخته میشود.
اعتقادهای مذهبی درباره اوتانازیا
در قرن 13 میلادی، توماس اکویین، تمامی موارد خودکشی را مردود دانست. ادله وی نیز این بود که زندگی هدیه خداوند است و تنها خود او میتواند آن را بگیرد واین کار، زیر پا گذاشتن خواستهها و آرزوهای طبیعی شخصی برای زنده بودن است و با این عمل به دیگر انسانها نیز لطمه وارد خواهد شد.
کلیسای کاتولیک لهستان با ابراز مخالفت با قانون جدید گفت که چنین تصمیمی پیش از این تلاشی است که از سوی انسانها برای اصلاح کردن خداوند صورت میگیرد، در حالی که زندگی انسان در دست خود وی نیست و ما گیرنده زندگی نیستیم.
حرمت زندگی انسان ارزشی است اصولی، که پیامبر اکرم (ص) نیز بر آن تأکید فراوان داشتهاند.خداوند در قرآن می فرماید:"هرکس نفسی را بدون حق قصاص یا فساد کردن او در زمین به قتل برساند، مانند آن است که همه مردم را کشته وهر که نفسی را حیات بخشد، مثل آن است که همه را حیات بخشیده است. (سوره مائده /32)
از آنجا که ما، خود را خلق نکرده ایم، نه تنها اختیاری در این باره نداریم؛ بلکه موظف به مراقبت از آن نیز هستیم و خداوند تنها مالک و گیرنده زندگی است. این استدلال که کشتن انسان برای رهایی او از درد و رنج کشنده است، از نظر اسلام قابل قبول نیست. در اسلام به شکیبایی و تحمل توصیه زیادی شده است و بسیاری از گروههای مذهبی نیز معتقدند که رنج و درد انسان میتواند فرصت خوبی برای خداشناسی و تزکیه نفس باشد.
البته شکی نیز وجود ندارد که هزینه مراقبت از بیمار علاج ناپذیر بسیار بالاست، اما منطق کسانی که عامل اقتصادی را با این ادعا که وقتی فردی از کار میافتد و سودمندی خود را ازدست میدهد، بارسنگینی بر اقتصاد جامعه تحمیل میشود، دلیل عمده تجوز اوتانازیا میدانند، منطقی کاملاً بیگانه با اسلام است، چرا که ارزشها بر مسائل اقتصادی مقدمند و مراقبت از افراد ناتوان در اسلام فضیلتی است که بسیار به آن توصیه شده است.
اوتانازیا از نگاه قانون
بسیاری از مردم از کشتن بیمارانی که درد آنان بی علاج است حمایت میکنند؛ اما اگر این حق الزام آور و قانونی شود، امکان سوء استفاده وارثان بیحوصله و کم طاقت وجود دارد. از سوی دیگر پزشکانی که دست به اوتانازیا زدهاند از تعقیب معاف نخواهند بود.
بسیاری معتقدند اوتانازیا در سراسر دنیا معمول است. از این رو بهتر است قوانین مربوط به آن تدوین شود تا این کار به طور پنهانی صورت نگیرد. از سوی دیگر بیم سفر این گونه بیماران به هلند، که این شیوه در آن کشور براحتی اعمال میشود، وجود دارد. گزارش ایسکانیوز میافزاید: همان طور که گفته شد، اوتانازیا عبارت است از قطع درمان و مرگ ارادی بیمار. قطع درمان به دو صورت امکان دارد: قطع درمان با انجام فعال مثبت و قطع درمان به واسطه ترک فعل.
به عنوان نمونه، پزشکی که با رضایت بیمار، سرمی که حیات بیمار به آن بستگی دارد را از دست او خارج میکند و مرگش را سرعت میبخشد، مرتکب جنایت، شده است؛ اما در این مورد باید قائل به تفکیک شد. یعنی چنانچه پزشک با اتکا به اذن بیمار اقدام به این کار کند، اذن و عفو بیمار تأثیری در کار نخواهد داشت واقدام پزشک با بند (الف) ماده 206 قانون مجازات اسلامی که اشعار میدارد: «مواردی که قاتل با انجام کاری و قصد کشتن شخصی معین یا فرد یا افرادی غیر معین از یک جمع را دارد،خواه آن کار نوعا کشنده باشد، خواه نباشد، اما در عمل باعث مرگ شود" انطباق دارد و عمل ارتکابی وی قتل عمد خواهد بود؛ چرا که پزشک قصد کشتن بیمار را داشته و عمل وی نیز هر چند نوعا کشنده نبود؛ اما در عمل سبب مرگ بیماری شده است.
چنانچه رضایت بیمار مبنی بر سلب حیات خود پس از عملیات منتج به مرگ شود، به نظر میرسد کار پزشک با ماده 268 قانون مجازات اسلامی منطبق است و از موردهای قصاص به شمار نمیرود. گزارش ایسکانیوز اضافه میکند: ماده 268 قانون مجازات اسلامی میگوید: چناچه مجنی علیه قبل از مرگ، جانی را از قصاص نفس عفو نماید، حق قصاص ساقط میشود و اولیای دم نمیتوانند پس از مرگ او مطالبه قصاص نمایند. البته باید دانست که سقوط مجازات قصاص در ماده 268 به آن معنی نیست که حق مطالبه دیه مقتول را از پزشک نخواهند داشت.
قطع درمان به واسطه ترک نیز یعنی اگر پزشک بیمار را به حال خود رها کند واز اقداماتی که برای زنده نگه داشتن وی لازم است، خودداری کند، مرتکب ترک فعلی شده است که به واسطه آن از بیمار سلب حیات شده است. با توجه به ماده 206 و بندهای سه گانه آن در مییابیم که در سه بند این ماده، فعل مثبت به عنوان رکن مادی قتل عمد معرفی شده است نه ترک فعل، در این حالت نمیتوان کار پزشک را منطبق با ماده 206 قانون مجازات اسلامی دانست؛ البته خودداری از مراقبت ومداوای بیمار از سوی پزشک و پرستار به قصد سلب حیات جزو وظایف آنهاست و میتواند در معرض آدمکشی عمد قرار دهد؛ اما از آنجا که آرای دادگاه باید مستند به حکم قانون باشد واصل تفسیر مضیق قوانین کیفری و تفسیر به نفع متهم و نیز تأکید ماده 206 بر فعل مثبت مادی، مانع از شناخت ترک فعل به عنوان رکن مادی، آدمکشی عمد میشود.
البته میتوان کار پزشک را قابل انطباق با بند 2 ماده واحده قانون مجازات خودداری از کمک به مصدومان و رفع مخاطرات جانی دانست که مقرر میدارد: «هرگاه کسانی که حسب وظیفه یا قانون مکلف هستند به اشخاص آسیب دیده یا اشخاصی که در معرض خطر جانی قرار دارند، کمک، از اقدام لازم و کمک به آنها خودداری کنند، به زندان تعزیزی از 6 ماه تا 3 سال محکوم خواهند شد.» در نهایت براساس ماده 612 قانون مجازات اسلامی: «هر کس مرتکب قتل عمد شود و شاکی نداشته یا شاکی داشته، ولی از قصاص گذشت کرده باشد و یا به هر علت قصاص نشود، در صورتی که اقدام او باعث اخلال در نظم و صیانت و امنیت جامعه یا بیم تجری مرتکب یا دیگران گردد، دادگاه مرتکب را به سه تا 10 سال زندان محکوم میکند.»
حرف آخر
درست است که قانونی کردن اوتانازیا راهی برای درمان پوچ و بیهوده و نومیدانه بیماران محکوم به مرگ نیست و عقب نشینی از مراقبتهای پزشکی ومعالجه، براساس درخواست بیمار هیچ مقصودی از علم پزشکی را حاصل نمیکند و هیچ پزشک و حقوقدان و انجمنی نیز مخالف دست کشیدن از مراقبت نخواهد بود تا زمان مرگ فرا رسد؛ اما با این حال نمیتوانیم منکر وجود آن در هر جامعهای شویم. از این رو بهتر است قانون خاصی را در اختیار داشته باشیم تا براساس آن و با رعایت کامل عدالت و انصاف، هم پزشکان تکلیف خود را بدانند و هم قضات بتوانند با وجدانی آسوده به قضاوت بنشینند. به اهتمام:
| | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|