 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
خبرنگاران جوان , دوشنبه 1 مرداد 1386 |
|
فلاطوري، مدافع و معرف معارف شيعه در جهان غرب بود
|
| | | |
 | بزرگداشت عبدالجواد فلاطوري، استاد دانشگاههاي هامبورگ و كلن آلمان، عصر ديروز در تالار اجتماعات انجمن آثار و مفاخر فرهنگي برگزار شد.
| 
در بزرگداشت عبدالجواد فلاطوري كه با حضور جمعي از اهالي علم و فرهنگ برگزار شد، سخنرانان تأكيد كردند كه وي با احاطهاي كه بر حكمت اسلامي و فلسفه غربي داشت، از طريق گفتوگو، معارف شيعه را معرفي و از آن در برابر شبهات دفاع ميكرد.
بزرگداشت عبدالجواد فلاطوري، استاد دانشگاههاي هامبورگ و كلن آلمان، عصر ديروز در تالار اجتماعات انجمن آثار و مفاخر فرهنگي برگزار شد.
* محقق: بنياد جهاني فلاطوري در شرف تأسيس است
مهدي محقق، رييس انجمن آثار و مفاخر فرهنگي در ابتداي اين مراسم گفت: جلال خالقي مطلق و علي رهبر پيامهايي براي اين بزرگداشت فرستادهاند و خبر دادهاند كه بنياد جهاني فلاطوري در آلمان در شرف تأسيس است.
وي افزود: مرحوم عبدالجواد فلاطوري بيشتر زندگي عمري خود را در خارج از كشور گذارند، اما اين موضوع به اين معني نيست كه ايشان مايل نبودند در ايران خدمت كنند، بلكه ساخت و بافت مراكز علمي ما آنگونه نيست كه جذب علم را به آساني انجام دهد، متأسفانه اين بافت دفع علم به راحتي انجام ميدهد اما از جذب علم ناتوان است.
محقق ادامه داد: من يادم است كه مرحوم دكتر يحيي مهدوي تلاش بسياري كردند كه ايشان را در سال 1340 به گروه فلسفه دانشگاه تهران دعوت كنند تا به تدريس بپردازند.
اين پژوهشگر با بيان اينكه كوششهاي فلاطوري در مقايسه فلسفه شرق و غرب بسيار قابل توجه است، افزود: مرحوم فلاطوري هيچ وقت همكاري خودش را با مراكز علمي ايران دريغ نميداشت، از جمله تصحيح كتاب «تعليمه» نوشته مرحوم آشتياني كه به كوشش ايشان و من در سال 1352 انجام شد و همچنين شرح منظومه حاج ملاهادي سبزواري. آقاي فلاطوري با اين كه از ايران دور بودند، رساله منحصر به فرد كسرالمنطق را تصحيح كردند كه نخستين مقاله ما در مجموعه «منطق» شد.
محقق اظهار داشت: فلاطوري هرچند در آلمان زندگي ميكرد، اما دلش در ايران بود. من فلاطوري را در حالي شناختم كه ايشان هنوز 20 سالش نشده بود.
وي با بيان خاطراتي از دوران جواني خود و فلاطوري گفت: وي شاگردان زيادي داشت از جمله محمدجواد مناقبي واعظ. زندگي من با فلاطوري گروه خورده بود، من زودتر از او وارد دانشگاه شدم. من در سال 1326 با مرحوم شهيد بهشتي با هم وارد دانشگاه معقول و منقول شديم. اما فلاطوري در چند سال بعد وارد دانشگاه شد، با اين حال من پيش از اين با فلاطوري در مشهد آشنا بودم.
محقق گفت: فلاطوري تمام اوقاتش مستغرق علم بود. وي اعتقاد داشت بايد خودمان را براي دنياي امروز تربيت كنيم. اين فكر بود كه او و من را وادار كرد كه بياييم و مدارج علمي دانشگاه را بپيماييم. او پس از ليسانس به آلمان سفر كرد و زبان آلماني خود را تقويت كرد. در سال 1341 در لندن به ديدن من آمدند و گفت كه چه كوششي براي آموختن زبان آلماني كرد.
وي افزود: فلاطوري خضوع و خشوع نسبت به استادان خود داشت. علم و دانش وافري كه فلاطوري داشت با كوشش بسيار به دست آمده بود. مرحوم فلاطوري در آلمان بسيار معروف شد و توانست با كليساهاي مسيحي ارتباط برقرار كند و از آثارش پيداست كه بر مسائل ديني و مذهبي واقف است. ما بايد آثار ديگر مذاهب را بشناسيم تا بتوانيم با آنها گفتوگو كنيم. اگر مسلماني بخواهد پيام اسلام را به يك مسيحي بگويد، بايد زبان آنها را بلد باشد و فلاطوري ضرورت اين امر را حس كرده بود و امثال فلاطوري مثل شهيد بهشتي و شهيد مطهري نيز به همين شيوه عمل ميكردند.
رييس انجمن آثار و مفاخر فرهنگي گفت: ما سنتي داريم كه در آن شاگرد از استاد با سوادتر است، اما متأسفانه اكنون اينطور نيست و هر عالمي كه از دنيا ميرود، جانشين ندارد. نسل جوان بايد سيره علمي و عملي استادان خود را الگوي خودشان قرار بدهند. ما به وزارت آموزش و پرورش گفتهايم كه يك نسخه از كتابهاي ايشان را در كتابخانههاي خود قرار دهد. آيا الگو قرار دادن فلاطوري حرام است؟ چرا به جاي ستارگان خارجي، شخصيتهاي خودمان را الگو قرار نميدهيم؟
وي گفت: فلاطوري ناگهان از ميان ما رفت. از بين رفتن فلاطوري از بين رفتن يك نفر نبود، بلكه او يك دانشگاه و بخشي از علم بود.
محقق در پايان افزود: كنگرهاي پيش از اين به همت مصطفي معين وزير وقت علوم در بزرگداشت فلاطوري در اصفهان برگزار شده است و مجموعه مقالات آن در كتابي به نام «گفتوگوي اديان» منتشر شده است كه اكنون موجود است.
* جعفري: فلاطوري درصدد رفع سوتفاهمها در ميان ادبيان وحياني بود
سيدمهدي جعفري، عضو هيأت علمي دانشگاه شيراز، ديگر سخنران اين مراسم بود. وي گفت: پروفسور فلاطوري از آغاز رفتن به آلمان و تحصيل فلسفه اروپايي برنامه اصلاحي داشت و در طول چهل سال، از پاييز 1333 تا زمستان 1373، پنج برنامه را به اجرا درآورد كه به آن اشاره ميكنم.
وي افزود:وي با مطالعه عميق و دقيق فلسفه اروپا، از كهنترين روزگار تا دوره معاصر خودش، رسالهاي نوشت تحت عنوان: «دگرگوني بنيادين فلسفه يوناني در اثر برخورد با انديشه اسلامي» و با اين رساله علمي دقيق در سال 1973 م. به درجه پروفسوري در دانشگاه كلن نائل آمد.
جعفري اضافه كرد: دومين برنامه او اين بود كه چهار هزار جلد كتاب شيعي از شهرهاي مختلف ايران جمعآوري كرد و به سمينار شرقشناسي دانشگاه كلن برد و بدين وسيله «كتابخانه معارف شيعي در سمينار شرقشناسي دانشگاه كلن» به وجود آمد. اولين بار آن مرحوم در ضمن يك سخنراني در هفدهمين كنگره آلماني مستشرقين در سال 1968 م. به اين نقصان پژوهشي اشاره كرد و نشان داد كه تا آن زمان در بين مقالات و كتابهاي اسلامشناسي منتشره به زبانهاي اروپايي، تنها 2 درصد آن به دنياي غيرسني اختصاص داشت، و فقط تعداد انگشتشماري از اين 2 درصد درباره شيعه دوازده امامي بود.
وي درباره سومين برنامه فلاطوري گفت: پروفسور فلاطوري در سال 1355 به ايران آمد، ضمن تبادلنظر با جمعي از دوستان و همفكران تأسيس «آكادمي علوم اسلامي» را پيشنهاد كرد و در سال 1978 موفق به تأسيس آن در درون دانشگاه كلن، و از نظر اداري وابسته به آن، گرديد كه از نظر دولت آلمان و ديگر دولتهاي اروپايي يك مؤسسه دانشگاهي رسمي به شمار ميرفت و كار اصلاح كتب درسي در پرتو همين وابستگي ميسر شد. يكي از اهداف والا و انساني پروفسور فلاطوري رفع سوتفاهمها در ميان ادبيان وحياني بود و اعتقاد داشت كه تنها راه رسيدن به اين هدف گفتوگو است و خود سالها براين مهم همت گماشت، و مجموع مقالات وي در اين موضوع به عنوان: «اسلام در يالوگ» در آوريل 1979 و چاپ دوم آن در دسامبر همان سال منتشر شد و تا كنون به چاپ پنجم رسيده است.
استاد دانشگاه شيراز اظهار داشت: پروفسور فلاطوري هدف عملي رفع سوتفاهم در ميان اروپاي مسيحي، و حتي لائيك، و اسلام را، از ميان برداشتن زمينه اصل اين سوتفاهم دانست و آن طرح اصلاح كتب درسي مدارس آلمان و سپس ديگر كشورهاي اروپايي بود. از آنجا كه آكادمي علوم اسلامي وابسته به دانشگاه كلن بود، شوراي اروپا در استراسبورگ از اين طرح استقبال كرد و با اين استقبال طرح به صورت رسمي و اروپايي درآمد. و پروفسور فلاطوري اين كار پايهاي و بزرگ را با همكاري استادان، خاورشناسان و نويسندگان كتابهاي درسي انجام داد و توانست پس از چندين سال تلاش، مسافرت، سخنراني بحث با اصحاب فكر و فرهنگ در اروپا، و بويژه در آلمان، مفاهيم نادرستي را كه در اين كتابها آمده بود و چهره اسلام را مخدوش ميساخت از كتابها بزدايد و اصلاح كند و مفاهيم درست را جايگزين كند و چون جنگ تحميلي بر ايران به پايان رسيد و اين طرح نيز به اجرا درآمد، پروفسور فلاطوري هيئت مديره آكادمي را به عنوان مجمع عمومي به كلن دعوت كرد.
وي افزود: پروفسور فلاطوري پس از اصلاح كتب درسي مدارس آلمان، با معرفي اين طرح به شوراي اروپا در استراسبورگ و استقبال شورا از گسترش آن در همه كشورهاي اروپايي يك وضع رسمي اروپايي بدان بخشيد، و سرانجام اين طرح بزرگ و مهم را در يك برنامه دقيق زمانبندي شده تا سال 1994 در هيجده كشور اروپايي به اجرا درآورد.
جعفري درباره آخرين برنامه فلاطوري گفت: پروفسور فلاطوري پس از گزاردن اين رسالت، براي گزاردن رسالتي والاتر و مهمتر كمر همت بست و آن آموزش صحيح اسلام به مسلمانان جهان و شناسانيدن حقيقي آن به همه غير مسلمانان به تأسيس: «دانشكده علوم اسلامي در اروپا» بود. وي پس از تلاش بسيار و رايزنيها، چون نتوانست نظر سرمايهگذاران و ياريدهندگان دولتي و غير دولتي ايران را جلب كند، و پس از نپذيرفتن ياري سرمايهگذاران نفتي اسلامي آمريكاييتبار، تصميم گرفت از همكاري و همفكري دانشگاه الازهرا مصر بهره گيرد. لذا با همانديشي و رايزني با دوستان ايران و مصر و پس از نگارش و تدوين اساسنامه و آييننامه اين دانشكده، دانشمندان مصر و برخي از ياران ايران را به كلن دعوت كرد و در طول دو هفته آنان را در جريان پروژه تأسيس دانشكده گذاشت و آنان را توجيه كرد. بر اثر اين تلاشها اساسنامه و آييننامه به تصويب رئيس و شيخالازهر و هيئت امناي مصري و ايراني دانشكده رسيد و مقدمات تأسيس دانشكده در هامبورگ آلمان فراهم شد كه با درگذشت ناگهاني شيخ محمد غزالي دوست صميمي پروفسور فلاطوري و دوستداران انقلاب اسلامي ايران، و درگذشت شيخ علي جاد الحق علي به فاصله يكماه بعد، ارتباط با دانشگاه الازهر قطع شد. و پروفسور فلاطوري كه از شنيدن خبر درگذشت اين دو دوست (در شيراز) بهت زده شده بود، درصدد تلاشي دوباره و خستگيناپذير براي برقراري ارتباط دوباره افتاد، اما دريغ كه اين دانشمند نستوه و مصلح بيدار و احياگر پويا در ضمن جهادي فيسبيلالله بيانكه آخرين بذري را كه افشانده بود به باز نشيند به پروردگارش پيوست و از همه فعاليتها و پوياييها آرام گرفت، بيآنكه كسي قدرش را بداند و با برنامههاي وسيع اصلاحي و بيدار سازنده و احياگر و آشنايي داشته باشد.
* بهشتي: نام فلاطوري با ديالوگ گره خورده است
محمدرضا بهشتي، عضو هيأت علمي دانشگاه تهران در ادامه اين مراسم اظهار داشت: درباره حضور استاد عبدالجواد فلاطوري در آلمان بايد بگويم كه حضور يك عالم درسخوانده و فاضل كه در سنت علوم اسلامي تبحر داشت و با فرهنگ غرب و آلمان آشنا بود، يك فرصت مغتنمي بود. من در سفر به آلمان كمابيش با فعاليتهاي ايشان در آنجا از نزديك آشنا شدم.
وي افزود: رساله دكتراي ايشان درباره كانت است و بحث احترام است. پرداختن مرحوم فلاطوري به اين بحث بيدليل نيست و فلاطوري با زحمت علمي اين رساله را نوشتند. رساله استادي ايشان هم در زمينه تأثير فرهنگ يوناني بر فرهنگ اسلامي است. اين نوشته بسيار باارزش است.
فرزند شهيد بهشتي ادامه داد: فعاليت دانشگاهي فلاطوري را ميشود به اين خلاصه كرد كه به هر حال يك نسل از پژوهشگران آلمان با فلاطوري ارتباط داشتند. وي درباره تأسيس كتابخانه شيعه در آلمان بسيار زحمت كشيد. مؤسسهاي كه فلاطوري در آلمان تأسيس كرد پل ارتباطي بسياري از متفكران غربي با متفكران اسلامي به شمار ميرود. نام مرحوم فلاطوري با ديالوگ گره خورده است و ايشان در گفتوگوي ميان اديان نقش مهمي را ايفا كرد. او چهرهاي بود كه حتي در اين اواخر در تلويزيون آلمان هم حضور مييافت.
بهشتي افزود: مرحوم فلاطوري به كمك جمعي از استادان آلمان به بررسي كتابهاي درسي آلمان پرداختند و در هرجا كه به اسلام توهين شده بود مورد نقد قرار دادند و در نهايت آن مطالب حذف شدند. در ديگر كشورها مثل انگلستان و اسپانيا هم اين امر صورت گرفت.
وي به ديگر فعاليتهاي فلاطوري در آلمان پرداخت و در پايان خاطراتي را از فلاطوري ذكر كرد.
* اعواني: فلاطوري مدافع حكمت اسلامي در برابر شبهات غربيان بود
در ادامه اين بزرگداشت، غلامرضا اعواني، رييس مؤسسه حكمت و فلسفه سخنراني كرد. وي گفت: فلاطوري تعلق به حكمت اسلامي و فلسفه غربي تعلق داشت، اما او هميشه مدافع فلسفه اسلامي بوده است. او رسالهاش را پس از چهل سال تدريس در آلمان، در دفاع از حكمت اسلامي مينويسد.
وي افزود: در نزد فلاسفه غربي، معمولاً فلسفه اسلامي فلسفه به حساب نميآيد، و آن را فلسفه التقاطي ميدانند و ميگويند فلاسفه اسلامي قادر به تمايز افلاطون و ارسطو نبودهاند. مرحوم فلاطوري به افكار ابنسينا ميپردازد و با علم بسياري كه داشت در پي معرفي فلسفه اسلامي به غربيان بود. در واقع فلاطوري مدافع حكمت اسلامي در برابر شبهات غربيان بود.
اعواني اضافه كرد: دفاع از ديانت اسلامي در ديار غرب از ويژگيهاي فلاطوري بود كه كار بسيار مشكلي است. او تا آخرين لحظه عمر خود از اسلام دفاع ميكرد. حفظ دين خاصه در ديار غرب خيلي مشكل است. او دفاع از تشيع را هم هميشه انجام ميداد. او در اين زمينه واقعاً جهاد كرد و هميشه تأثير زيادي در دفاع از انسان و اسلام داشته است. v
رييس مؤسسه حكمت و فلسفه افزود: مراسم بزرگداشت كساني مثل فلاطوري ما را بايد به فكر بياندازد، مثلا اينكه اكنون چه به سر كتابخانه فلاطوري در آلمان آمده است، بايد به اين كتابخانه توجه شود و بايد آن را تقويت كرد.
وي در پايان با بيان اينكه فلاطوري اهل گفتوگو بود و شاگردان محقق زيادي تربيت كرد و از اين لحاظ بسيار ممتاز بود، گفت: برگزاري اين جلسات بسيار لازم است و بايد از اين بزرگان چيزهاي بسياري بياموزيم و آنها را سرمشق خود قرار بدهيم.
* چگونگي شكلگيري آكادمي علمي اسلامي كلن
در پايان مراسم، ابوالفضل حكيمي، از طرف خانواده مرحوم فلاطوري، از برگزاركنندگان اين همايش تشكر كرد و به طور فهرستوار شكلگيري آكادمي علمي اسلامي كلن را توضيح داد وي گفت: در سال 1354 با فضاي آن زمان و اين كه نميشد در ايران فكري را عرضه كرد بدون ترس از رژيم و يا متحجرين بدنبال راهحلي بوديم، از طرفي مرحوم فلاطوري پس از بيست و چند سال زندگي در غرب در فكر تأسيس مركز مستقلي بود براي شناساندن اسلام واقعي بدون پيرايه به غرب، با نشستهاي مشترك دوستان با مرحوم فلاطوري كه اكثراً در منزل ما برگزار ميشد ظرف يكي دو ماه پايههاي تأسيس يك آكادمي علمي اسلامي براساس طرح مرحوم فلاطوري ريخته شد.
وي افزود: اساسنامه آن مؤسسه تهيه و به تصويب هيئت مؤسس رسيد. هيئت مؤسس تقبل تأمين هزينه ماهيانه 20 هزار مارك را نمود. تا چند سال قبل از انقلاب با توجه به نرخ ارز بدون مشكل، وجوه تعهده شده حواله ميشد. امروز از مؤسسين اوليه آكادمي تنها 4 نفر باقي ماندهاند. هيئت مؤسس هر سال يك يا دو بار تشكيل جلسه ميداد و از پيشرفتهاي آكادمي مطلع ميشديم.
حكيمي اظهار داشت: بعد از انقلاب ارسال وجه براي آلمان به سختي و با نقصان صورت ميگرفت، البته چند سالي از زمان وزارت جناب آقاي سيدمحمد خاتمي با مجوز وزارت ارشاد حواله ارزي براي آكادمي صادر ميشد ولي وجه ريالي آن را خودمان پرداخت مينموديم.
مرحوم فلاطوري بعد از اصلاح كتب درسي مدارس آلمان، اصلاح كتب درسي ديگر كشورهاي اروپايي را در دستور آكادمي قرار داد و در اين مرحله دهها استاد و كارشناس با آكادمي همكاري داشتند.
وي گفت: پس از موفقيت در زمينههاي مختلف - مرحوم فلاطوري در انديشه طرح توسعه آكادمي بصورت يك انستيوي رسمي وابسته به دانشگاه برآمد. ولي چون استاد كرسي شرقشناسي دانشگاه كلن با اين طرح موافق نبود مرحوم فلاطوري به ناچار براي اجراي اين طرح به هامبورگ مهاجرت نمود كرسي شرقشناسي دانشگاه هامبورگ موافق بود و مجوز صادر كرد. مرحوم فلاطوري براي اينكه سختيهاي زيادي بخاطر تأمين هزينههاي آكادمي كشيده بود. جز اينكه موقوفهاي براي آكادمي تهيه شود و از محل درآمد آن هزينهها تأمين گردد به طرق ديگر راضي نبود. 40 تا 50 ميليون مارك براي خريد يك موقوفه مورد نياز بود. در سال 71 براي اين منظور به ايران آمد. با مسئولان وقت ملاقاتهايي داشت. فلاطوري پس از نااميدي از ايران، به مصر رفت، مرحوم فلاطوري با دانشگاه الازهر ارتباط مستمري داشت. كنفرانسهاي زيادي براي استادان و دانشجويان الازهر داده بود. رئيس دانشگاه الازهر علاقه وافري به مرحوم فلاطوري داشت و نقش و تأثير فلاطوري را در غرب به خوبي ميدانست. دانشگاه الازهر از پيشنهاد فلاطوري استقبال مينمايد و طي نشستهايي، شيخ الازهر (جادالحق علي جاد الحق) رئيس دانشگاه الازهر موافقت مينمايد موقوفهاي در آلمان به نام آكادمي خريداري شود و موافقت خود را طي نامه كتبي به فلاطوري اعلام ميدارد. و سال بعد قراردادي بين جادالحق علي جادالحق به نمايندگي دانشگاه الازهر و مرحوم فلاطوري به نمايندگي آكادمي علمي اسلامي كلن بامضا ميرسد. قبلاً مرحوم فلاطوري موافقت هيئت مؤسس را گرفته بودند.
وي در پايان گفت: مصريها در تهيه و تدارك خريد محل براي موقوفه با مشكلاتي مواجه ميشوند. پس از چندي جادالحق از دنيا ميرود و فلاطوري نيز سال بعد از اين دنيا رحلت مينمايد. پس از درگذشت فلاطوري تلاشهايي شد كه آكادمي پايدار بماند.
| | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|