 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
اعتماد ملی , چهارشنبه 9 آبان 1386 |
|
حكايت عكسها و بناهايی كه ديگر نيستند
|
| | | |
 | چند روز پيش رفته بودم ديدن نيكول فريدني، عكاس برجستهاي كه بيش از نيمقرن در فعاليتهاي تصويري حضور موثر داشته است. او اين روزها با بيماري دست و پنجه نرم ميكند. | 
چند روز پيش رفته بودم ديدن نيكول فريدني، عكاس برجستهاي كه بيش از نيمقرن در فعاليتهاي تصويري حضور موثر داشته است. او اين روزها با بيماري دست و پنجه نرم ميكند. نيكول عكسهاي مختلفي دارد از طبيعت، معماري، بافتهاي روستايي و از شهرهاي ايران. عكسهاي مشهدش را كه برخي از آنها بسيار قديمي و منحصر به فرد است، قرار شده آستان قدس رضوي بگيرد و عكسهاي قماش را كه از مهمترين اسناد تصويري دوران ماست، يكي از مراكز فرهنگي و مذهبي قم، و عكسهاي تهرانش را اميدوارم كه جايي مثل شهرداري بگيرد.
عكسهاي او براي ما عبرتآموز است. اين را همان روز فهميدم، وقتي كه عكسهاي او را مرور كردم. عكسها را چيده بودند در گالري كوچك منزل قديمياش. عكسي توجهم را جلب كرد، گفتم اين عكس مال كجاست؟ گفت اينجا خراب شده، ديگر نيست! گفتم اين يكي چي؟ گفت اين هم خراب شده و ديگر نيست و اين يكي و آن يكي و همين طور چند عكس ديگر و در واقع چند بناي ديگر.
حكايت اين عكسها و اين خرابيها، حكايت هميشگي ماست كه تصميمگيريهاي روزانه ما را تحت تاثير قرار ميدهد. هر از چندي رويدادي رخ ميدهد كه ميتواند غبار فراموشي را از ذهن ما بزدايد. چند سال پيش، ماجراي خيابان وليعصر بود و درختاني كه قرار بود قطع شوند كه مخالفتها و استدلالها كار را متوقف كرد و همان زمان تلاش كرديم كه با ثبت آن به عنوان بخشي از هويت شهر از چنين ماجراهايي پيشگيري كنيم و اين كار انجام شد، چنانكه پيش از آن با ثبت ميدان آزادي و حريمش چنين قدمي برداشته شده بود.
اين قبيل ماجراها اگر چه در اثر غفلت همه ما اتفاق افتاده است، اما بايد بگرديم و ريشههاي چنين اتفاقهايي را پيدا كنيم. به نظر من پشت اين اتفاقها نظر سوء و نيتي نادرست نيست، حتي خطاي قانوني و مديريتي هم نيست، چه بسا رضايت عمومي نيز با تسهيل رفت و آمد مردم فراهم شده باشد. اين اتفاقها ناشي از نوعي برداشت است كه بر اساس آن كرامت ماشين جاي كرامت انسان را گرفته است. در شهر كه بايد همه چيز بر اساس انسان تعريف شود و انسان محور همه تصميمها و اقدامها باشد، ماشين محور شده است. تصميمها بر اين اساس گرفته ميشود، بدون اينكه تصميمگيرندگان نظر سوئي داشته باشند و بدون اينكه متوجه عواقب چنين تصميمهايي باشند. همه چيز تغيير ميكند تا فضا براي ماشين فراهم شود، پيادهروها باريك و حذف ميشود، چون بايد فضا براي ماشين بازتر شود. هويت تاريخي و فرهنگي از ميان برداشته ميشود تا فضا براي ماشين بازتر شود. يادمان ميرود كه قرار است، ماشين و بنا و خيابان و همه در خدمت آدمها باشد، نه برعكس. جالب اين است كه در كشورهاي اروپايي نيز كه محل تولد ماشين و رشد آن است، ماجرا چنين كه اينجا اتفاق ميافتد نيست، آنجا هنوز كوچه و خيابانهاي تنگ قديميشان را حفظ كردهاند و ماشينها به خاطر پيادهها معطل ميمانند، نه برعكس.
مشكل اصلي غيبت عامل انساني در تصميمگيريهاست. در جاهاي ديگر نيز گفتهام و نوشتهام كه شهر فقط خانهها و خيابانها و بناها نيست. شهر روح دارد و شهر بدون روح هر چقدر كه پيشرفته باشد، جاي مناسبي براي زندگي نيست. لازمه توجه به روح شهر توجه به انسان است و اگر ماشين ارزش دارد، به اين خاطر است كه در خدمت انسان است. متاسفانه در مديريت ما در تصميمگيريها انسان محور نيست و نگاه توسعهمحور نگاه ماشين محور است. در توسعه انسان غايب است و اين معضل مديريت ما و بسياري از كشورهاي مثل ما است، وگرنه چگونه ممكن است در كشوري كه براساس سياستهاي رسمياش دنبال بازسازي هويت ديني و ملي است، بخشي از هويت ديني و فرهنگياش به راحتي و با يك تصميم از بين برود؟ گاهي يك خيابان، فقط يك خيابان به معني مكان رفت و آمد نيست، بلكه بخشي از تاريخ و هويت هر سرزمين است. گاهي يك خانه، فقط يك خانه به معني جايي براي سكونت نيست، بلكه بخشي از تاريخ در آنجا اتفاق افتاده است. چنين توجهي به خيابانها و بناها در ميان ما مرسوم نيست و همين مشكلهايي را پديد ميآورد. چنين مشكلي پيچيدگيهاي خاص خود را دارد و گذشتن از آن آسان نيست. ما براي گذشتن از چنين مشكلي نياز به كار فرهنگي و زير بنايي داريم. متاسفانه چنين نگاهي فقط در مديريت ما جاري و ساري نيست، بلكه مديريت اجرايي و نگاه عمومي و مردمي نيز در اغلب موارد متاثر از چنين نگاهي است. بخشي از اهل فرهنگ ما وظيفه خود را در قبال ميراث معنوي و هويتي كشور به خوبي انجام دادهاند و وظيفه ما حمايت از آنان است. نيكول فريدني يكي از اين هنرمندان است كه در نيم قرن فعاليتش در ثبت و ضبط ميراث گرانقدر اين سرزمين كوشيده است و اكنون خودش يكي از سرمايههاي كشور است كه بايد از او حمايت كنيم. حمايت از چنين سرمايههايي و تقويت راه و روش آنان يكي از كارهاي زيربنايي است.
| | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|