چهارشنبه 17 تير 1405

 
 
     
 
     
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
آگهي درهموطن 
اخبار در موبايل 
آرشيو روزنامه 
تماس با ما 
توصيه روز
:: بازار کامپيوتر ::
معرفی تبلت چهار هسته‌يی شرکت ASUS‎
:: نکته آموزشی ::
چگونه گوشی اورجینال را از تقلبی تشخیص دهیم؟

اخبار داخلی فرهنگ و هنر پریدخت ؛ عشق در مثلث حادثه!

 
 

همشهری , سه شنبه 16 بهمن 1386

پریدخت ؛ عشق در مثلث حادثه!

 
 

مقدم فعالیت‌اش را پی گرفت تا جايي‌كه اولین فیلم وی در مقام کارگردان در سال 1377 و با نام سیاوش ساخته شد.

محمد بندرعباسی-مناسبت همواره بهانه خوبي برای تولید بوده و هر سال شاهد حضور پررنگ شبکه‌ها در توليد سریال‌هاي مناسبتی‌ هستیم.
پتانسیل مناسبت در ماه محرم طی سال‌های اخیر و تقویت ساخت آثار مناسبتي، بیشتر مورد توجه قرار گرفته و غالبا حرفه‌ای‌ها، گزینه‌هاي ساخت و تولید آثار مناسبتی هستند.
یکی از سریال‌های مناسبتی امسال که بیش از دیگر رقبا حتی از همان قسمت‌های آغازین- مورد توجه قرار گرفت، تازه‌ترین کار سامان مقدم در مقام کارگردان بود.
وی حضور جدی در عرصه سینما را با مسعود کیمیایی در مقام دستیاری آغاز کرد؛ هرچند كه فعالیت‌های دیگری همچون دستیاري تدوین فيلم افعی (1371)، منشی‌گری صحنه در فيلم‌هاي افعی (1371)، من زمین را دوست دارم (1372) و رد پای گرگ (1372)، برنامه‌ریزي تحفه هند
 

" علاقه کارگردان به شخصیت‌های نوستالژیک و به تصویر درآوردن جدی مایه‌های رابطه مرید و مرادی ، مرز تاریخی بودن، مناسبتی‌شدن و خانوادگی نمایاندن را از میان برداشته؛ به حدی که هیچ‌کدام از اين تقسیم‌بندی‌ها كاملا اعمال نشده، در حالی که كارگردان آیتم‌های آنها را رعایت کرده است.... "

 
 
(1373) و سلطان (1375) و دستیاري کارگردان در فيلم‌هاي رد پای گرگ (1372)، «مرد آفتابی» (1374)، سلطان (1375)، ضیافت (1374) و جیب‌برها به بهشت نمی‌روند (1370) را در کارنامه‌اش دارد.
مقدم فعالیت‌اش را پی گرفت تا جايي‌كه اولین فیلم وی در مقام کارگردان در سال 1377 و با نام سیاوش ساخته شد. مقدم در گام‌های بعدی کارنامه کارگردانی‌اش، پارتی (1379)، مکس (1383)، کافه ستاره (1384) و صد سال به این سال‌ها» (1386) را روانه اکران کرد و نخستین حضور وی با سریال همراز در تلویزیون رقم خورد. دومین تجربه تلویزیونی‌ او، سریالی است مناسبتی به نام پریدخت.
این مجموعه را احمد رفیع‌زاده نوشته اما ارتباطی با کار دیگر وی- ساعت شنی- که در حال پخش است ندارد بلکه برخلاف آن روایت خطی و مستقیمی را دنبال می‌کند. پریدخت روایتگر 3 برهه مهم در تاریخ ایران است در مقطع سال‌های 1314، 1320 و 1334؛ سال‌هایی که در تاریخ ایران، یادآور فجایعی همچون قتل‌عام مسجد گوهرشاد، کشف حجاب، منع فعالیت‌های مذهبی و سوگواری‌های ماه محرم، تبعید رضاشاه و آغاز دور دوم حکومت پهلوی با روی کارآمدن محمدرضاشاه پهلوی و کودتای 28مرداد است.
این مجموعه قصد داشته حوادث مهم و حساس آن سال‌ها را در پس‌زمینه یک ماجرای عاطفی و مرید و مرادی روایت کند اما علاقه مقدم و تجربه نگاه اپیزودیک وی(کافه‌ستاره) و همچنین تاکید احمد رفیع‌زاده- نویسنده- بر مصايب زنان ایرانی، نتوانسته تعادل بین ماجراهای عشقی میان پریدخت (لیلا حاتمی)، نصرت (کامبیز دیرباز) و نادر (علی مصفا) و همچنین کشمکش‌های سیاسی پهلوان (داریوش ارجمند) و سعدی (صالح‌ آقامیرزایی) را حفظ کند.
علاقه کارگردان به شخصیت‌های نوستالژیک (پهلوان و میرزا) و به تصویر درآوردن جدی مایه‌های رابطه مرید و مرادی (نصرت و پهلوان)، مرز تاریخی بودن، مناسبتی‌شدن و خانوادگی نمایاندن را از میان برداشته؛ به حدی که هیچ‌کدام از اين تقسیم‌بندی‌ها كاملا اعمال نشده، در حالی که كارگردان آیتم‌های آنها را رعایت کرده است.
کارگردان نیز در مصاحبه‌ای،علاقه و شيفتگی‌اش را پنهان نکرده و گفته: طرح اولیه داستان حدود 8ماه پیش توسط رامین عباسی‌فر مطرح شد و پیشنهاد همکاری داد تا روی آن کار کنیم. طرح، فوق‌العاده بود و از همان اول می‌دانستم روزی حتما آن را خواهم ساخت و به دلیل تجربه‌ای که در سریال «همراز» با عباسی‌زاده داشتم، دوست داشتم این اتفاق بیفتد. پریدخت یک قرار قدیمی بین ما بود که با شرایط کمی
 

" چون قصه بر مصادیقی همچون ایمان، صبر و استقامت تکیه می‌کند و برگرفته از نهضت عاشوراست، خواهد توانست مخاطبش را جذب کند. اما آیا تاکنون با پخش همین چند قسمت چنین اتفاقی رخ داده است؟... "

 
 
پیچیده عملی شد». از طرفی واضح است نویسنده، محرم و عاشورا را که انگیزه اصلی تولید و پخش بوده، به مجموعه حقنه کرده تا اين‌طوري، رنگ مناسبت را پررنگ‌تر کرده باشد. تهیه‌کننده در همین راستا معتقد است: «چون قصه بر مصادیقی همچون ایمان، صبر و استقامت تکیه می‌کند و برگرفته از نهضت عاشوراست، خواهد توانست مخاطبش را جذب کند. اما آیا تاکنون با پخش همین چند قسمت چنین اتفاقی رخ داده است؟
چنین به‌نظر می‌رسد كه مثلث عشقی، به صورت یکی از جدیدترین آیتم‌های سریال‌های مناسبتی درآمده باشد چرا که سریال‌های پخش شده در ماه رمضان(اغما، یک وجب خاک و میوه ممنوعه) همگی دارای چنین خصیصه‌ای به‌عنوان عامل اصلی و پیش‌برنده کلیت داستان بوده‌اند. همین مورد در مجموعه «پریدخت» بر کل داستان و حتی وقایع تاریخی سایه می‌افکند؛ به حدی که روابط میان کاراکترها، سویه‌ای شخصی یا انتقام‌جویانه می‌گیرد تا همه مباحث مطروحه سریال، فدای ملودرام بازی شود.
چیز تازه‌ای در کار نیست
در مصاحبه‌ها و اخبار می‌خوانیم یا می‌شنویم كه کارگردان نگاه سینمايی‌اش را حفظ کرده و هنوز وسواس بازیگری در کارگردانی‌اش موج می‌زند اما در یک مرور سطحی درمی‌یابیم كه هیچ‌یک از این موارد صحت ندارد بلکه سرعت بالای تولید مجموعه- به‌رغم علاقه‌مندی گروه کارگردانی به این کار- همه چیز را در پای رسیدن بموقع مجموعه به پخش فدا کرده است؛ اگرچه کارگردان در جایی اظهار داشته قابلیت و جذابیت داستانی پریدخت آن‌قدر بوده که می‌توان نسخه‌اي سینمایی از آن ساخت اما در شرایط موجود مقدور نیست.
این جمله گواه همان شیفتگی کارگردان به اثرش است نه چیز دیگر.
آیا «پریدخت» آن‌قدر قابلیت خاص روایی- داستانی دارد كه بر پرده عریض، عرض‌اندام کند؟ دیگر خصیصه کارگردانی مقدم به‌کارگیری امکانات و بهره‌مندی از
 

" چنین به‌نظر می‌رسد كه مثلث عشقی، به صورت یکی از جدیدترین آیتم‌های سریال‌های مناسبتی درآمده باشد چرا که سریال‌های پخش شده در ماه رمضان(اغما، یک وجب خاک و میوه ممنوعه) همگی دارای چنین خصیصه‌ای به‌عنوان عامل اصلی و پیش‌برنده کلیت داستان بوده‌اند. ... "

 
 
فضای لوکیشن است؛ مبحثی که از نقاط قوت کافه ستاره بود و ما شاهد هویت بخشیدن و جاندار شدن محله، کافه و آرامگاه امامزاده بودیم اما در پریدخت هرگز چنین هویت بخشی‌اي‌به‌رغم مدت زماني كه در اختيار كارگردان است (يعني 13 قسمت 45دقیقه‌ای) انجام نمی‌گیرد. لوکیشن‌های عمده کار، عمارت فرمانیه، شهرک سینمایی محله شاهپور و زورخانه بوده‌اند اما شتابزدگی ساخت و سرعت تولید، نه‌تنها اجازه تمرکز را روی آنها نداده بلکه وجود فضای زورخانه را تاحدی شعاری کرده است.
شخصیت‌هایی سرشار از تکرار
مقدم در کارنامه کارگردانی‌اش، بازی گرفتن و انتخاب بازیگر را طی ساخت 5 فیلم به خوبی می‌داند و با انتخاب ریزبینانه و غیرکلیشه‌ای زنان کافه ستاره (افسانه بایگان در نقش فریبا، هانیه توسلی در نقش سالومه، رؤیا تیموریان در نقش ملوک و نگار فروزنده به نقش کتی) آن را به اثبات رساند. نادر- یکی از 3 رأس مثلث عشقی- با بازی کلیشه‌ای علی مصفا ظاهر مي‌شود؛ خان‌زاده‌ای ثروتمند که سودای قدرت و ثروت را این بار با توسل به درگاه عشق در سر مي‌پروراند اما گرداننده اصلی بازی است. نوع بازی مصفا در این‌گونه نقش‌ها، در سریال بسیار موفق کیف انگلیسی (سیدضیاء‌الدین دری) به اوج رسید و پایان یافت اما در مجموعه پریدخت نیز شاهد همان افه‌ها و نگاه‌های موذیانه اما سرد نادر هستیم که بیشتر به جای ایجاد حس تنفر در مخاطب، ترحم مخاطب را برمی‌انگیزد.
رأس دیگر مثلث عشقی و محور اصلی سریال، پریدخت است؛ شخصیتی درگیر میان 2 انتخاب که می‌توانست با ایفای نقشی گرم و پویا، محوریت خود را حفظ کند اما عدم توانایی لیلا حاتمی با چهره‌ای سرد و یخ‌زده و بیش از حد منفعل، نقش را تا حد يك راوی با قابلیت محدود و دانای کل با سرنوشت محتوم تنزل‌داده است.
حاتمی پس از ورود به عرصه سینما با فیلم دلشدگان- ساخته مرحوم علی حاتمی- و ایفای نقش‌هایی متفاوت در ارتفاع پست (ابراهیم حاتمی‌کیا)، حکم (مسعود کیمیایی)، ایستگاه متروک (علیرضا رئیسیان)، کیف انگلیسی (سیدضیاءالدین دری)، لیلا (داریوش مهرجويي) و... حضورش را به‌عنوان بازیگری با جنس بازی منعطف تثبیت کرد و قابلیت‌هایش را به اثبات رساند اما ایفای نقش پریدخت، هیچ‌کدام از ارزش‌های هنر او را بارز نمی‌کند، بلکه زنی منفعل و دل‌مرده را به تصوير می‌کشد که فقط و فقط تسلیم شرایط است.

 
 
   
 
تحليل
:: اقتصادی ::
مدیریت حضور کارکنان با استانداران است
:: فناوری اطلاعات ::
پایان ممنوعیت پرحاشیه؛ واردات تمام برندهای موبایل، آزاد اعلام شد
:: روی خط جوانی ::
دلیل نوعروس برای طلاق 6 ماه بعد از عقد چه بود؟
:: ورزش ::
اولادقباد کوتاه آمد: قدردان آقای شمسایی هستم
:: فرهنگ و هنر ::
طلوع ماه فراخوان داد
:: حوادث ::
اختلاف بر سر مبلغ رهن یک خانه به قتل منجر شد

 
     
   
     
     
    ::  تماس با ما  ::  درباره ما  ::  sitemap  ::  آگهي درهموطن  ::
کليهء حقوق متعلق است به روزنامهء هموطن سلام. ۱۳۹۳ - ۱۳۸۳
طراحی و اجرای سايت : شرکت به نگار