 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
برنا , چهارشنبه 24 بهمن 1386 |
|
غبار اندوهي که بر پرده نشست
|
| | | |
 | سينماي ايران بعداز انقلاب را نمي توان عاري از تاثير گذاري امواج خروشان "انقلاب اسلامي" و طعم تلخ "جنگ تحميلي" دانست. | 
سينماي ايران بعداز انقلاب را نمي توان عاري از تاثير گذاري امواج خروشان "انقلاب اسلامي" و طعم تلخ "جنگ تحميلي" دانست. با اين حال سينماي "دفاع مقدس" از جمله ژانر هايي بود كه سينماي ايران را تحت الشعاع قرار داد. آثار ساخته شده در اين بين، خود گواه زنده ماندن ياد و خاطره آن روزهاست.
سينماي جنگ ابتدا با گونه حادثه اي بر پرده سينماها رفت و با استفاده از الگوهاي تجربه شده در تاريخ سينماي جهان ،در همان ابتدا مخاطبان زيادي را جذب نمود .فيلم هاي "برزخي ها "( ايرج قادري ) و "مرز"(جمشيد حيدري) ، اولين آثاري بودند که در ژانر جنگ سينماي ايران جلوي دوربين رفتند ، اگرچه به نظر عده اي از منتقدان، آنچنان که بايد ، فيلمي درخور دفاع عقيدتي مردم ايران در مقابل تهاجم گسترده عراق به شمار نيامدند.
فيلم هايي مثل :"ديار عاشقان" ، "پيشتازان فتح " و "ما ايستاده ايم " با تمام نقاط ضعف ساختاري ، آغازگر موج يادشده بودند و پس از آن فيلمسازاني همچون " رسول ملا قلي پور" با فيلم "پرواز در شب " و ابراهيم حاتمي کيا با " هويت " و " ديده بان " به آن هويت بخشيدند و به دنبالشان سينماگران ديگري همچون ؛ شهريار بحراني ، کمال تبريزي ،جمال شورجه،علي شاه حاتمي ، احمد رضا درويش ، جواد شمقدري ، حسين قاسمي جامي ، احمد مرادپور و ....وارد ميدان گرديدند که کم و بيش به همان سينماي تحت عنوان " دفاع مقدس " تاسي جستند .
ويژگي هاي اين سينمايي که به "دفاع مقدس " معروف شد، براساس پرداختن به روحيات و درونيات رزمندگان و چالش هاي باورها و عقايدشان با واقعيات ، استوار بود که البته به تدريج اين فيلم هاي اوليه از شکل شعر و شعاري به فرم سينمايي و بصري نوع خود در اواخر دهه 60 و اوائل دهه 70 رسيد.
سينماي جنگ که در دهه 60 به دو گونه مشخص " حادثه اي " و " دفاع مقدس " تفکيک گشته بود در اوائل دهه 70 با فيلم هايي مانند :"آخرين شناسايي" ، "حماسه مجنون " و "سجاده آتش " به تلفيقي جذاب از اين دو رسيد و براي سينمايي که مي خواست براي انديشه هاي فلسفي و عرفاني ، فرمهاي سمپاتيک ايجاد کند ، نمونه سازي کرد.
سينماي جنگ در سال هاي پس از اتمام جنگ نيز با پردازش تصويري ناگفته هاي جبهه ها و پشت جبهه ها در طول 8 سال نبرد ، با قوت در صحنه سينماي ايران باقي ماند . در اين سال ها فيلم هاي قابل توجهي مانند:"هيوا" ، " روبان قرمز" ، " قارچ سمي " ، " برج مينو " ، " شيدا " ، " متولد ماه مهر " و .... به آرمان هاي سوخته يک نسل فداکار و تقابل آنها با واقعيات تلخ دنياي امروز پرداختند و نقاط برجسته اي در تاريخ سينماي ايران برجا گذاشتند.
زماني از رزمندگان ، چهره هاي تخت و يک بعدي و زاهد مآبانه و قهرمان گونه ساخته مي شد اما فيلمسازاني مثل کمال تبريزي در " ليلي با من است " ، رسول ملا قلي پور در " نجات يافتگان " ، ابراهيم حاتمي کيا در " موج مرده " و احمد رضا درويش در "سرزمين خورشيد " ، آن تابو را شکستند و تماشاگر را به نظاره چالش هاي روحي رزمندگان بردند ، اکنون نيز تک مضراب هايي از اين دست، نواخته مي شود .
نخستين ترديدهاي جدي را در اين تصوير شايد محسن مخملباف ايجاد كرد با فيلم «عروسي خوبان». او در اين فيلم به تضادها و اختلافهاي پشت جبهه پرداخت و به تقابل مبنايي رزمندگان و گروههايي درجامعه پشت جبهه. اين نگاه تضادجويانه در فيلمهاي ديگري هم دنبال شد، اما تمام فيلمهايي كه به پشت جبهه ميپرداختند، راوي چنين تضاد و اختلافي نبودند.
با پايان يافتن جنگ، سينماي جنگ به پشت جبهه نيز نگاهي انداخت. فيلمسازي چون ابراهيم حاتميكيا در دو فيلم «برج مينو» و «بوي پيراهن يوسف» و بعدها در «آژانس شيشهاي» و «روبان قرمز» به بخشي از مسائل و رنجهاي كساني پرداخت كه باوجود پايان جنگ، رنجهايشان پايان نيافته است و زندگيشان متأثر از خاطره جنگ است.
چنين فيلمهايي در حالي ساخته ميشد كه برخي از سينماگران كماكان فيلمهايي ميساختند كه فضايش هنوز فضاي جنگ بود. در چنين فيلمهايي البته گاهي مايههايي از اعتراض نيز نهفته بود كه فيلمهاي رسول ملاقليپور از اين نظر نمونهاند.
سينماي دفاع مقدس در فيلم گيلانه نيز به مصائب مادري روستايي ميپردازد كه تنها فرزندش جانباز جنگي است و در گوشه خانهاش بايد از او پرستاري كند. پيرزني كه فكر ميكرد پسرش تكيهگاه اوست، حالا او تكيهگاه پسرش شده است.
بازي درخشان فاطمه معتمدآريا در نقش پيرزن روستايي چنان تأثيرگذار است كه گويي تمام رنجهاي مادراني را كه چنين وضعيتي دارند به بيننده نشان ميدهد.
چنين فيلمهايي با ارائه تصويرهايي تلخ از واقعيتهاي جنگ به زشتيهاي جنگ ميپردازند و نمايش جنگ را به ابزاري براي مخالفت با خشونت و دستيابي به صلح تبديل ميكنند.
اين سينما اگرچه مخالفت با خشونت و دستيابي به صلح را هدف قرار ميدهد، اما از رهگذر نمايش رنجهايي كه افراد درگير در جنگ – به خصوص جنگهاي ناگريزي مثل جنگ عراق و ايران - بر دوش مي كشند، ارج و ارزشي بيشتر براي تلاشهاي آنها قائل ميشود.
"ليلي با من است" را که سال 74 ساخته شد مي توان نخستين فيلم کمدي در عرصه دفاع مقدس ناميد. اين اثر در زمان خود بسيار جسارت آميز محسوب مي شد. به اين خاطر که نحوه تحول يک فرد و قرار گرفتن در شرايط تغيير با کمدي و خنده به تصوير درمي آيد. اين موضوع تا آن زمان سابقه نداشت. چون پيش از آن تمامي رزمندگان افرادي معتقد، محکم و عاشق جبهه و جنگ به تصوير کشيده مي شدند.
در گذر از سينماي جنگ و دفاع مقدس بايد ياد آور شد هنوز هم ژانر جنگي در تمامي کشورهاي جهان علاقمندان بسياري دارد. مهمترين دليل اين امر به تعليق و تحرک و درگيري فوق العاده اي مربوط مي شود که در اين نوع آثار به صورت عمومي ديده مي شود. در اين ميان، صحنه هاي جنگي اين نوع فيلم ها گاه بيننده را مسحور مي کند. ژانر جنگي يک ويژگي ديگر هم دارد؛ خشونتي که مخاطب را مي ترساند و چهره کريه اين پديده شوم را نشان مي دهد.
اما متاسفانه آمار، نشانگر آن است که از اواسط دهه 70 توليد و ساخت فيلم جنگي رو به افول نهاده و به بهانه هاي مختلف از قبيل اينکه دوران جنگ سپري شده و يا هزينه توليد فيلم جنگي بالاست و تماشاگر آن را نمي پسندد ، سال به سال از تعداد اينگونه فيلم ها در چرخه توليد سينماي ايران کاسته شد . اين در حالي است که در سينماي روز جهان ، پس از گذشت حدود 60 سال از پايان جنگ جهاني دوم و 40 سال از جنگ ويتنام، هنوز پيرامون اين دو مقطع تاريخ جنگ ، انواع و اقسام فيلم ها ساخته شده که بعضا راجع به برخي وقايع مهم آن مانند حمله به پرل هاربر ، فيلم هاي مشابه متعددي جلوي دوربين رفته است و هنوز اين فيلم هاي جنگي با داستان هاي مربوط به 40 تا 60 سال قبل، از استقبال فوق العاده مخاطب در سراسر دنيا برخوردار مي شوند .
در هر حال خلوص و عرفان و ايثار و حفظ روحيه شهادت طلبي که در آثار توليد شده در ايران و مخصوص ژانر دفاع مقدس هستند از جمله دستمايه هاي فيلم سازان ايران طي چند سال اخير بوده است.
از اين رو سينما، بعد از دهه 70 و با ورود به سال هاي اخير کمتر شاهد توپ و تفنگ و خمپاره و صداي فرماندهان عملياتي در ميادين جنگ بوده است.
همچنين ورود آثاري به اصطلاح مجوز دار که بر روي پرده سينماها مي درخشند، تماشاچي نوعي را به گونه اي به ياد فيلم هاي زمان گذشته مي اندازد که فقط چند صحنه از آن cut (بريده) شده است که آن هم در فيلم هاي امروزي با بسته شدن درب ها و يا خاموش شدن چراغ اتاق خوابها حذف شده اند.
| | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|