پنجشنبه 21 خرداد 1405

 
 
     
 
     
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
آگهي درهموطن 
اخبار در موبايل 
آرشيو روزنامه 
تماس با ما 
توصيه روز
:: بازار کامپيوتر ::
معرفی تبلت چهار هسته‌يی شرکت ASUS‎
:: نکته آموزشی ::
چگونه گوشی اورجینال را از تقلبی تشخیص دهیم؟

اخبار داخلی حوادث خواستگار «سودابه» را بستم به رگبار ؛ چون زندگی ام را تباه کرد

 
 

ایسکانیوز , سه شنبه 30 بهمن 1386

خواستگار «سودابه» را بستم به رگبار ؛ چون زندگی ام را تباه کرد

 
 

مردی که دامادش را با کلاشینکف به رگبار بست، امروز در دادگاه کیفری تهران محاکمه شد.

مردی که دامادش را با کلاشینکف به رگبار بست، امروز در دادگاه کیفری تهران محاکمه شد.
شلیک های پیاپی چندین گلوله، شامگاه 12بهمن 84 در یک خیابان باغستان کرج لرزه بر جان مردم انداخت و کسانی که هراسان از خانه شان بیرون دویده بودند با جنازه خونین «مهدی» 23 ساله رو به رو شدند.
در آن میان «فیض ا...» 40 ساله که پدر زن «مهدی» بود و کلاشینکف در دست داشت به دنبال بیراهه ای برای فرار بود.
متهم، همانجا در حلقه تنگ شاهدان ، تسلیم پلیس و جنازه قربانی به پزشکی قانونی برده شد.
تیرانداز، تحت بازجویی قرار گرفت و بی هیچ مقاومتی به کشتن «مهدی» اعتراف کرد.
او در بازجویی ها گفت:با خانواده مهدی رفت و آمد خانوادگی داشتیم و می دانستم به دخترم «سودابه» علاقه مند است.
«فیض ا...» ادامه داد:یک روز مادر «مهدی» دخترم را به بهانه مهمانی با خود برد و دیگر سودابه به خانه برنگشت.پنج ماه بعد دخترم که باردار شده بود از ترمینال کرج تماس گرفت و از راز شومش پرده برداشت.من که خونم به جوش آمده بود مخفیگاه مهدی را پیدا کردم ، با اسلحه به آنجا
 

" پدر و مادر داغدار نیز برای قاتل پسرشان تقاضای حکم مرگ کردند.... "

 
 
رفتم و...
بدین ترتیب متهم به بازسازی صحنه جنایت پرداخت و پرونده اش با صدور کیفرخواست به شعبه 74دادگاه کیفری تهران فرستاده شد.
در نشست رسیدگی به این پرونده که امروز به ریاست قاضی «تردست» و با حضور چهار مستشار برگزار شد نماینده دادستان، فیض ا... را گناهکار نامید و برایش اشد مجازات خواست. پدر و مادر داغدار نیز برای قاتل پسرشان تقاضای حکم مرگ کردند.
وقتی متهم رو به روی پنج قاضی ایستاد، جنایت را گردن گرفت و گفت: این خانواده دخترم را فریب دادند.مهدی دخترم را به تهران برد و بدون اجازه من او را به عقد موقت خود درآورد.سودابه، پنج ماه در یک خانه زندانی بود و زمانی که از آنجا گریخت جای شکنجه و سوختگی را روی بدنش دیدم.
«فیض ا...» اظهار داشت:بارها پیش پدر مهدی رفتم و از او خواستم تا محل زندگی دخترم را بگوید اما هر بار بهانه ای آورد.آخر سر وقتی سودابه تلفن زد، از او آدرس گرفتم و به خانه اش رفتم.
متهم ادامه داد: از ترس جانم با خودم یک کلاشینکف بردم. وقتی مهدی در را باز کرد با هم گلاویز شدیم. اسلحه روی رگبار بود و نمیی دانم چه شد که تیراندازی کردم.
*قاضی: چند گلوله شلیک کردی؟
متهم: 13 یا 14 گلوله، اما باور کنیید قصد کشتن نداشتم و حالا پشیمانم.در پایان این نشست، رییس و چهار مستشار شعبه 74 وارد شور شدند تا تصمیم قضایی خود را اعلام کنند.
اکنون فرزند سودابه، دو ساله است و به احتمال زیاد «فیض ا...» به مرگ محکوم می شود.

 
 

نفس های شوهر کش به شماره افتاد
پسر جنایتکار اعدام می شود؛ خواهرش 15 سال زندانی
ارثیه خونین؛ برادرکش را پای چوبه دار کشید

 
   
 
تحليل
:: اقتصادی ::
مدیریت حضور کارکنان با استانداران است
:: فناوری اطلاعات ::
پایان ممنوعیت پرحاشیه؛ واردات تمام برندهای موبایل، آزاد اعلام شد
:: روی خط جوانی ::
دلیل نوعروس برای طلاق 6 ماه بعد از عقد چه بود؟
:: ورزش ::
اولادقباد کوتاه آمد: قدردان آقای شمسایی هستم
:: فرهنگ و هنر ::
۸۳ درصد اولیا، کیفیت آموزش مجازی را «خوب» و «خیلی خوب» ارزیابی کردند
:: حوادث ::
اختلاف بر سر مبلغ رهن یک خانه به قتل منجر شد

 
     
   
     
     
    ::  تماس با ما  ::  درباره ما  ::  sitemap  ::  آگهي درهموطن  ::
کليهء حقوق متعلق است به روزنامهء هموطن سلام. ۱۳۹۳ - ۱۳۸۳
طراحی و اجرای سايت : شرکت به نگار