دوشنبه 15 تير 1405

 
 
     
 
     
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
آگهي درهموطن 
اخبار در موبايل 
آرشيو روزنامه 
تماس با ما 
توصيه روز
:: بازار کامپيوتر ::
معرفی تبلت چهار هسته‌يی شرکت ASUS‎
:: نکته آموزشی ::
چگونه گوشی اورجینال را از تقلبی تشخیص دهیم؟

اخبار داخلی گزارش ويژه فيلمنامه حرف اول را مي زند

 
 

خانواده سبز , يكشنبه 18 فروردين 1387

فيلمنامه حرف اول را مي زند

 
 

بدون شك انسان‌ها در گوشه و كنار جهان و در هر نقطه از اين زمين پهناور كه زندگي مي‌كنند «تفريح» را يكي از اساسي‌ترين راه‌ها براي دور شدن از تشويش‌هاي روزانه زندگي خود مي‌دانند.

بدون شك انسان‌ها در گوشه و كنار جهان و در هر نقطه از اين زمين پهناور كه زندگي مي‌كنند «تفريح» را يكي از اساسي‌ترين راه‌ها براي دور شدن از تشويش‌هاي روزانه زندگي خود مي‌دانند. اين امر در هيچ جاي جهان استثنا ندارد حال اين تفريح راه‌هاي مختلفي مي‌تواند داشته باشد و اين راه‌ها بنا به شرايط محيطي و فرهنگي هر اجتماعي با هم متفاوت هستند.
يكي از اين تفريحات سينماست كه اين روزها در كشورمان با حواشي زيادي همراه است.
شايد استارت اين مقوله تفريحي از سال 1279 هجري شمسي در ايران زده شد ؛ از آن سال به بعد همچنان شاهد پيشرفت‌هاي چشمگيري در اين عرصه هستيم تا آنجا كه امروزه كارشناسان از سينما به عنوان نوعي وسيله ارتباطي و بيانگر فرهنگ اجتماعي ياد كرده‌اند .
عده‌اي از اين كارشناسان گام را فراتر از اين نهاده‌اند و در يك نظر افراطي سينما را به جهت گويا بودن و قابل رويت بودن، قوي‌ترين وسيله ارتباطي مي‌دانند. آنان معتقدند سينما مي‌تواند بسياري از آداب و سنن اجتماعي را به بيننده و حتي اين تاثير را به فرهنگ‌ها و جوامع ديگر منتقل كند ؛ از سوي ديگر هر جامعه‌اي مي‌تواند فرهنگ و سنن اجتماعي جوامع ديگر را از طريق اين رسانه عمومي دريافت و حتي درون خود تثبيت كند؛ چيزي كه در اصطلاح امروزي به آن «تهاجم فرهنگي» اطلاق مي‌شود.
البته نبايد تصور كرد كه تهاجمات فرهنگي فقط از اين طريق بر يك جامعه تحميل مي‌شود ولي مي‌توان يكي از اساسي‌ترين و مهم‌ترين راه‌هاي آن را سينما دانست

بالا و پايين‌ها در سينماي ايران
ايران تا دهه چهل در عرصه سينما پيشرفت چنداني نداشت. قبل از دهه چهل اكثر فيلم‌هايي كه در سينماها به نمايش در‌مي‌آمد، ساخت آمريكا،اروپا و هند بود و اگر فيلمي در كشور ساخته مي‌شد تقريبا نوعي كپي‌برداري از فيلم‌هاي ساخت اين كشورها بود. در اين دوران فيلم‌هاي ايراني كه به اين شكل ساخته مي‌شد جايگاه چنداني در جوامع بين‌المللي نداشت تا اين كه دكتر هوشنگ كاووسي كه از معروف‌ترين منتقدان و نويسندگان سينماي آن زمان بود، عنوان «فيلم فارسي» را بر روي فيلم‌هاي ايراني نهاد و تغييرات شگرفي در پيكره سينما ايجاد كرد.دهه چهل و پنجاه از نظر تاريخ سينماي ايران دوران بسيار مهمي به شمار مي‌رود و بلوغ فكري سينماگران ايران از همان دوران آغاز شد. از آن دوران، كساني پا به عرصه سينما گذاشتند كه حتي امروزه نيز در سينماي ايران و حتي جهان مطرح هستند؛ افرادي نظير استاد جمشيد مشايخي، استاد محمدعلي كشاورز و... در اين دوره‌ها، سينماي ايران بنا به شرايط اجتماعي زمان، تغيير و تحولات فراواني را متحمل شده است.
به گفته بسياري از دست‌اندركاران عرصه سينما، تا قبل از پيروزي انقلاب اسلامي، هيچ نقطه روشن و برجسته‌اي در سينماي ايران وجود نداشت و روند آن بنا به وضعيت و شرايط موجود حاكم بر جامعه دچار چالش‌هاي ابتذالي و بي‌بند و باري بوده است. اعتقاد اين كارشناسان بر اين است كه سينما تا قبل از انقلاب، فرهنگ جامعه را به سمتي سوق مي‌داد كه نسل جوان دچار توهمات غلطي از سينما كه به «هنر هفتم» معروف است، بشوند. اين امر نه تنها در فيلم‌هاي وارداتي به چشم مي‌خورد بلكه گاهي‌‌اوقات توليدات داخلي نيز به اين مقوله كمك مي‌كرد، اما شكوفايي سينماي ايران را مي‌توان به پس از انقلاب نسبت داد. پس از پيروزي انقلاب، نجابت و شرافت تا حد بسيار بالايي در سينماي ايران راه پيدا كرد و جانشين بي‌بند و باري‌هاي گذشته شد تا جايي كه بسياري از سازندگان قدر فيلم‌هاي اروپايي و آمريكايي از جاذبه چنين روندي در سينماي ايران انگشت حيرت به دهان گرفتند اما پس از سال‌ها كه از انقلاب مي‌گذرد باز هم شاهد تحولاتي هستيم كه به عقيده بسياري از سينماگران تقريبا سير نزولي دارند. بسياري از پيشكسوتان سينماي ايران اين روند نزولي را زنگ خطري براي سينماي ملي ايران مي‌دانند.
آنان معتقدند پا گرفتن سينما در كشورهاي مختلف از جمله ايران زنگ خطري براي سلطه‌جويان بود. بنابراين قدرت‌هاي سلطه‌گر جهاني به فكر راهكارهايي براي نابودي اين عرصه در كشورهاي مختلف جهان افتادند چون آن را به زيان سينماي خود مي‌ديدند.

سوئيني تاد نمونه‌اي از تهاجم فرهنگي
نظير اين راهكارها را مي‌توان در فيلم جديد ساخت آمريكا كه از طريق اينترنت در سطح جهاني منتشر شده، مشاهده كرد. فيلم «سوئيني تاد» را «تيم برتون» كه يكي از كارگردانان قدر آمريكايي است كارگرداني كرده است.داستان اين فيلم برگرفته از تراژدي سوئيني تاد است كه در سال 1979 توسط «استفان ساندهايم» به صورت موزيكال اجرا شد. اين تئاتر موزيكال را تيم برتون به صورت فيلم سينمايي درآورده و به تقليد از استفان ساندهايم، ژانر موزيكال را با ژانر وحشت به صورت كاملا بي‌ربط با هم مخلوط كرده است.
در اين فيلم، خشونت و خونريزي با چاشني آهنگ و موزيك به صورت واضح و آشكار براي بيننده نمايان مي‌شود. آيا مي‌توان از آن به غير از تهاجم فرهنگي براي كشورهاي ديگر ياد كرد؟ جالب اين كه بسياري از مطبوعات رده بالاي اروپايي و آمريكايي به اين فيلم امتيازات بالا داده‌اند. به گزارش «روتن توميتمو» از 160 نقدي كه درباره سوئيني تاد شده، 137 تاي آنها مثبت بوده يعني آماري حدود 86 درصد.
به نظر شما ساخت يك فيلم خشونت‌بار كه در آن مردها توسط يك آرايشگر كه مدتي زندان را تجربه كرده سر بريده مي‌شوند در دوراني كه تقريبا همه انسان‌ها به نوعي از خشونت گريزانند آن هم در قرن 21 و فرستاده شدن اين فيلم از طريق اينترنت به تمام جهان علتي به غير از ضربه زدن به سينماي كشورهاي ديگر مي‌تواند داشته باشد؟به عقيده كارشناسان، سينما به بازتر شدن چشم، گوش و ذهن آدميان كمك مي‌‌كند و آنها را به توجه به آنچه در اطراف آنها مي‌گذرد، معطوف مي‌سازد.
سينما ضعف‌هاي تلخ فرهنگي و اجتماعي را با شيريني‌ خاصي به بينندگان نشان مي‌دهد و همين براي سلطه‌گران جهاني، ايجاد خطر مي‌كند، بنابراين كمپاني‌هاي بزرگ و پيشرفته‌اي جهت ساخت فيلم در جهان برپا شدند و تهاجماتي را عليه كشورهاي ديگر به راه انداختند كه سينماي هاليوود يكي از اين كمپاني‌ها و حتي برجسته‌ترين اين كمپاني‌هاست.كشورهاي جهان دوم و سوم نيز بي‌كار ننشستند و دست به سانسورهاي مختلفي در اين زمينه زدند‌.
به دنبال آن كمپاني‌هاي توليد فيلم نيز در كشورهاي سلطه‌جو با بي‌پروايي هر چه تمام‌تر در پرده‌برداري از زندگي‌هاي فردي و اجتماعي افراد مختلف فشارهاي خود را بيشتر كردند و سبب رقابتي نابرابر در عرصه سينماي جهان شدند. ضعف بسياري از دولت‌ها نظير مصر، اردن و... در برابر اين فشارها و دلخوش كردن آنها به كاميابي‌هاي زودگذر آغازي بود براي ورشكستگي سينماي داخلي آنها.
تبديل شدن برهنگي و خشونت به اصول فيلم‌هاي غربي و سرمايه‌گذاري‌هاي عظيم در اين زمينه از يك سو و ملزم كردن دولت‌هاي وابسته به حمايت از واردات چنين فيلم‌هايي از سوي ديگر و همچنين سخت‌گيري در توليد فيلم‌هاي داخلي و بومي، به نابودي توليد فيلم در كشورهاي در حال توسعه و‌ آفريقايي منجر شده و دامنه آن تا تركيه و ايران نيز گسترش يافته است. آمار توليد فيلم در ايران به شدت كاهش يافته و همين اعلام خطري براي سينماي ملي ايران است كه بايد آن را باور كنيم. اين نشان‌دهنده پيروزي جهانخوران سينمايي در اين جنگ نابرابر است. پژوهشگران عرصه سينما در كشورمان معتقدند با مروري به تاريخ سينما و تفكر در روش‌هايي كه كشورهاي غربي براي نابودي سينماي كشورهاي جهان دوم و سوم به كار مي‌گيرند مي‌توان شگرد آنان را در اين راه شناسايي و در مقابل آن ايستادگي كرد.

سنتوري، در تلاطم سناريو
شايد بتوان گفت سناريو و فيلمنامه آنچنان مهم است كه حتي مي‌تواند در صورت ضعف گاهي خسارات جبران‌ناپذيري را به توليد‌كننده آن فيلم يا آن مجموعه وارد آورد. نمونه‌هايي از اين خسارت‌ها را مي‌توان در توليدات داخلي ديد. هيئت نظارت وزارت ارشاد فيلمنامه سنتوري را قبل از تهيه فيلم مورد تاييد قرار داد ولي پس از توليد فيلم آن را در بعضي از قسمت‌ها مغاير با فيلمنامه اصلي تشخيص داد و از اكران آن جلوگيري كرد و فرصتي به داريوش مهرجويي داد تا مجددا سناريوي بعضي قسمت‌هاي فيلم را تغيير دهد ولي باز هم فيلمنامه مغاير با خواسته‌هاي وزارت ارشاد از آب درآمد. اين تغييرات و اختلافات سليقه‌اي در روند سناريو آنچنان پيش رفت تا بالاخره نسخه‌هاي قاچاق اين فيلم به صورت سي‌دي و دي‌وي‌دي در دسترس مردم قرار گرفت. با ورود اين سي‌دي‌ها و دي‌وي‌دي‌ها به بازار، اين فيلم به عنوان تلخ‌ترين ساخته داريوش مهرجويي رقم خورد.
شايد اگر در ابتدا فيلم مطابق خواسته‌هاي وزارت ارشاد و مانند سناريوي اوليه ساخته مي‌شد، مي‌توانست يكي از پرفروش‌ترين فيلم‌هاي ايران باشد و به گفته بسياري از منتقدين سينما «اخراجي‌ها» را در رديف دوم قرار دهد ولي با يك تراژدي غمگين، پرونده اين فيلم هم بسته شد. در حقيقت اگر فيلم، روند سناريوي اصلي مورد تاييد وزارت ارشاد را طي مي‌كرد در زمان معيني اكران مي‌شد و طي گذشت زمان مورد سوء استفاده سوداگران هنر هفتم قرار نمي‌گرفت تا جايي كه حالا پس از اين همه دوندگي و رايزني دست‌اندركاران اين فيلم؛ وزير ارشاد، مجبور شده از كساني كه اين سي‌دي‌ها و دي‌وي‌دي‌هاي قاچاق را خريداري مي‌كنند بخواهد مبلغ بليت سينما را به شماره حساب توليد‌كننده فيلم واريز نمايند. آيا به نظر شما كسي اين كار را انجام مي‌دهد؟پس از پيروزي انقلاب حدود فعاليت‌هاي سينمايي مشخص است و سناريونويس با توجه به حدود معين شده بايد به نوشتن سناريو اقدام كند تا چنين مشكلات خسارت‌باري براي توليد‌كنندگان بااستعداد سينماي ايران نظير مهرجويي و... پيش نيايد. لازم به ذكر است كه عامل اصلي قاچاق فيلم «سنتوري» دستگير شده و رييس اتحاديه تهيه‌كنندگان فيلم سينمايي ايران، از خسارت پنج ميليارد توماني به تهيه‌كننده اين فيلم سينمايي خبر مي‌دهد.
بنا بر اين گزارش فيلمنامه، فيلم سنتوري توسط مسئولان وزارت ارشاد تاييد شده بود ولي پس از توليد فيلم، مسئولان ارشاد دريافتند كه فيلمنامه با فيلم ساخته شده مغايرت دارد و از اكران‌ آن جلوگيري كردند. پس از آن مسئولان توليد اين فيلم كمي سناريو و بخش‌هايي از فيلم را تغيير دادند ولي مسئولان وزارت ارشاد اعلام كردند كه اين فيلم نبايد در اين زمان پخش شود و بايد پخش آن به زمان مناسب‌تري موكول شود. مدتي پس از اين تصميم‌گيري مسئولان ارشاد، اين فيلم به صورت سي‌دي و دي‌وي‌دي قاچاق در دسترس مردم قرار گرفت. چيزي كه در اين‌جا براي توليد‌كننده اين فيلم و دست‌اندركاران آن شبهه‌برانگيز است اين است كه با توجه به لو‌رفتن فيلم چه زماني براي اكران آن مناسب است؟!
قضاوت را به عهده فعالان اين عرصه مي‌گذاريم.

حرف هاي يك پيشكسوت سينما
«حبيب اسماعيلي» از پيشكسوتان سينماي ايران كه مدت مديدي را به فعاليت در زمينه بازيگري و توليد فيلم در ايران گذرانده در مورد سناريوي فيلم‌ها معتقد است: مبناي سناريوي هر فيلم بستگي به فيلمنامه‌نويس دارد و هر فيلمنامه‌نويس در ژانري فعاليت مي‌كند كه در آن تخصص دارد، بعضي‌ها در ژانر خشن، بعضي‌ها در ژانر كمدي و... فيلمنامه مي‌نويسند ، هر يك از اين ژانرها مخاطب خاص خود را مي‌طلبد و بر همان مبنا شخصيت‌هاي فيلم دسته‌بندي مي‌شوند. مبناي نوشته يك فيلمنامه تاثير بالايي بر روي بازيگران مي‌گذارد بنابراين بايد گفت در هر برهه‌اي از زمان يك سري از فيلم‌ها جذابيت بيشتري دارند كه همه اين عوامل مبناي فيلمنامه را تشكيل مي‌دهند.

سناريوهاي امروزي
اسماعيلي در ادامه در مورد سناريوي فيلم‌هاي امروزي كه بيشتر جنبه روابط دختران و پسران جوان و مسائل اجتماعي روز مانند طلاق و... دارد، معتقد است كه استقبال مردم در اين امر بسيار مهم است مانند فيلم قرمز كه جرقه‌اي بود در بين مردم. بيشتر تفريح نسل جوان، سينماست و همين مسئله جذابيت اين موضوعات را بيشتر مي‌كند همچنين فيلم‌هايي كه حالت كمدي دارند نيز براي مردم بسيار جذابيت دارند، چون ديگر مردم از فيلم‌هاي خشن خسته شده‌اند و فيلمنامه‌نويس و تهيه‌كننده‌هاي فيلم بر روي اين موضوعات بيشتر كار مي‌كنند.

نظارت بر سناريو
وي در ادامه مي‌‌افزايد: در گذشته وزارت ارشاد پروانه تصويبي مي‌داد يعني قبل از اين كه فيلم به مرحله اكران برسد، فيلمنامه توسط وزارت ارشاد بررسي و مطالعه و پروانه تصويبي آن توسط اين وزارتخانه‌ صادر مي‌شد ولي امروزه مسئولان اين وزاتخانه به متن نوشته و اصلي فيلم‌ كاري ندارند و فقط به خود فيلم مجوز مي‌دهند.البته قبل از اين كه فيلم توسط مسئولان محترم ارشاد بازبيني شود در بنياد فارابي كه جهت ثبت فيلم‌ها برپا شده به ثبت مي‌رسد و پس از بازبيني آن توسط مسئولان وزارت ارشاد، فيلم‌ساز مي‌تواند از فيلم خود كه در بنياد فارابي ثبت شده دفاع كند.اسماعيلي در ادامه صحبت‌هايش از پخش فيلم‌هايي كه به نوعي خشونت را پرورش مي‌دهند و اكثرا به صورت قاچاق يا از طريق اينترنت و ماهواره در دسترس مردم در تمام دنيا قرار مي‌گيرند، ابراز ناخوشايندي كرد و گفت: به نظر من نمي‌توان با ورود اين گونه فيلم‌ها مبارزه كرد ولي به هر صورت بايد مقابل آنها ايستادگي و مقاومت كرد. ايشان معتقدند كه ما بايد نسبت به فرهنگ ، آداب و رسوم خودمان فيلم بسازيم.
با نگاهي به آمار استفاده از فيلم‌هاي اينترنت و ماهواره در ايام ماه مبارك رمضان مي‌بينيم كه در اين ايام، اين آمار سير نزولي دارد يعني در اين ايام با وجود تمام ضعف‌ها، فيلم‌ها و سريال‌هايي ساخته مي‌شوند كه بينندگان تماشاي آنها را به تماشاي ماهواره و فيلم‌هاي غربي ترجيح مي‌دهند و حتي براي تماشاي آنها از تفريحاتي مثل گردش در بيرون از منزل و رفتن به پارك‌ها خودداري مي‌كنند.اين نشان‌دهنده موفقيت تلويزيون و سينما در آن ايام است، پس بياييم چنين جذابيت‌هايي را با سناريوهاي زيبا و جذاب در سراسر سال اعمال كنيم و به اين صورت با تهاجمات فرهنگي كه از طريق سينماهاي غربي وارد كشور مي‌شود، مقابله كنيم. سناريوي قوي و جذاب، بيننده را به سمت تلويزيون و سينماي داخلي مي‌كشاند و بيننده لزومي براي تماشاي فيلم‌هاي خشونت‌بار و مبتذل غربي در خود احساس نمي‌كند. سناريوي فيلم‌هاي ما بايد براي جوانان آموزه‌هاي اجتماعي و فرهنگي داشته باشد و فيلم‌سازان نيز بايد در زمينه ساخت فيلم با دست باز عمل كنند. حدود سي سال از انقلاب اسلامي گذشته و حد و مرزها براي فيلم‌سازان و سناريو‌نويسان مشخص است. فيلم‌هايي كه ساخته مي‌شود و سناريوهايي كه نوشته مي‌شود بايد به جوانان و مردم ما آگاهي دهد.

خدامحوري در فيلم‌هاي مذهبي
اسماعيلي در ادامه صحبت‌هايش از روح خدامحوري در فيلم‌هاي ساخت داخل صحبت مي‌كند. اعتقاد او بر اين است كه روح خدامحوري دركارهاي مذهبي و دفاع مقدس بيشتر ديده مي‌شود.نوع سناريو در اين فيلم‌ها بايد به حقيقت نزديك باشد و تظاهر در آنها وجود نداشته باشد اين امر مي‌تواند جذابيت بيشتري به اين فيلم‌ها بدهد و پذيرش آن را از سوي بيننده بيشتر كند.

سناريو، مشكل اساسي فيلم‌هاي ايراني
وي مشكل اساسي فيلم‌هاي ايران را سناريو و قصه فيلم دانست و افزود: هنرپيشه‌ها ممكن است معروف نباشند ولي اين را نمي‌توان يك ضعف اساسي در فيلم و سريال به‌حساب آورد، چيزي كه در فيلم حرف اول را مي‌زند، سناريو و فيلمنامه است. فيلمنامه‌نويس قبل از هر كاري بايد به قصه فيلم اهميت بدهد. حتي بايد شوراي فيلمنامه‌نويسي براي نوشتن فيلمنامه يك تيم تشكيل دهند. علت موفقيت بعضي از فيلم‌هاي غربي همين است. آنها براي نوشتن يك فيلمنامه از سه تا چهار فيلمنامه‌نويس استفاده مي‌‌كنند. نوشتن يك فيلمنامه محصول مشترك سه يا چهار نفر است و حتي شايد هر يك از اين فيلمنامه‌نويسان بر روي يكي از شخصيت‌هاي فيلم كار كنند.اين امر مي‌تواند به سناريو قدرت بيشتري بدهد و حاصل بهتري به دست آيد. از جمله موانع داخلي براي ضربه زدن به پيكره سينماي جهان دوم و سوم بالاخص سينماي ايران تبديل شدن نهادهاي مسئول سينما به جزايري دوردست و مرموز، عايق‌سازي اطلاعات، رفتارهاي ديكته شده‌، بي‌اعتنايي به اصول مديريت نيروي انساني در عرصه هنر و فرهنگ، رفتارهاي حق به جانب، ناامن كردن سرمايه در حوزه توليد، عقب نگه داشتن سخت‌افزاري، فقدان حمايت‌هاي رسانه، هرج و مرج در بازار توزيع، ايجاد ساز و كارهاي انحصاري در تقسيم ظرفيت‌هاي نمايشي، زمينه‌سازي براي غلبه كالاهاي وارداتي و بالاخره رها كردن فيلم‌سازان و تهيه‌كنندگان سينمايي در بلاتكليفي و ابهام است كه باعث دلسرد شدن توليد‌كنندگان فيلم‌هاي بومي و داخلي شد و همين امر مي‌تواند راه را براي ورود فيلم‌هاي خارجي باز كند.

عقايد مختلف در مورد سينما
متاسفانه آنچه طي ساليان اخير براي سينماي ايران اتفاق افتاده اين است كه توليد فيلم در ايران از مباني انقلابي و اسلامي فاصله گرفته و اين امر به شدت قابل تامل و نگران‌كننده است. پس از انقلاب زماني كه اولين كمپاني‌هاي سينماي ايران شروع به فعاليت كردند تيغي دولبه را در مقابل خود گرفتند كه يك لبه آن روبه‌روي سلطه‌گران جهاني و در جهت مبارزه با سينماي غربي قرار گرفت و لبه ديگر آن روبه‌روي توليدات داخلي؛ يعني اين كه چگونگي فعاليت و استفاده از اين تيغ دو لبه مهم است؛ به طور واضح‌تر اين كمپاني‌ها مي‌توانند به مبارزه با فرهنگ و سينماي غربي بپردازند و در صورت ناآگاهي مي‌توانند ضربه‌اي به پيكره توليدات داخلي وارد كنند.
سينماي سرگشته با فقدان قانون و بي‌انضباطي و گاها ديكته‌هايي كه به توليد‌كنندگان فيلم در جهت‌هاي مختلف مي‌شود چگونه مي‌تواند با سينماي برهنه و وحشيانه اما منسجم غربي رقابت كند؟ آيا راه مبارزه با تهاجماتي مانند برنامه‌هاي ماهواره‌اي، ويديويي و... بازگذاشتن تلويزيون و سينماي داخلي نيست؟
واقعيت اين است كه جامعه امروزي كشور ما از كيفيت پايين فيلم‌ها و موضوعات پيش‌پاافتاده سناريوي آنها رنج مي‌برد. همين پيش پاافتادگي سناريوي فيلم‌ها چه در تلويزيون و چه در سينما ضربه‌اي مهلك بر پيكره سينماي اين مرز و بوم است. يكي از تهيه‌كنندگان فيلم‌هاي تلويزيوني مي‌گويد: در حال حاضر يكي از توليدات داخلي ما فيلم‌هاي نود دقيقه‌اي است كه اهميت چنداني به آنها داده نمي‌شود و مسئوليت تهيه اين سري از كارها به توليد‌كننده‌هاي حرفه‌اي داده مي‌شود. بودجه مناسب هم بايد در اختيار آنها قرار گيرد؛ عدم بودجه كافي مطمئنا كار را جالب نمي‌كند. عدم بودجه كافي در همه جوانب كار، از توليد‌كننده تا فيلمبردار و بازيگر را تحت‌الشعاع قرار مي‌دهد ، فيلمنامه يا سناريويي كه براي آن نوشته مي‌شود از قدرت چنداني برخوردار نيست ، دست بقيه عوامل بالاخص بازيگر را براي مانور در نقش مورد نظر مي‌بندد و به دنبال آن بيننده را از ديدن اين مجموعه‌ها گريزان و ناخودآگاه به سمت توليدات وارداتي مي‌كشاند.
از سوي ديگر تشريفات اداري و به اصطلاح امروز، كاغذبازي براي حرفه‌اي‌ها دست و پاگير است. اين مسئله مي‌تواند رغبت توليدكننده را پايين آورد و اين هم به نوعي بازار واردات توليدات سينمايي خارجي را رونق مي‌بخشد.
تماشاي فيلم‌هايي كه از لحاظ سناريو كيفيت بالايي ندارند به مخاطب لطمه مي‌زند و رغبت آنان را براي دنبال كردن فيلم‌هاي داخلي كم مي‌كند.
پس بودجه ناكافي و نامناسب، به نوعي در پايين آمدن كيفيت فيلم‌ها و بالاخص بر سناريوي آنها تاثيرات منفي مي‌گذارد و راه را براي ورود توليدات غربي باز مي‌كند.نگاهي به بيست و ششمين دوره جشنواره فيلم فجر كه امسال برگزار شد گوياي اين مسئله است.يكي از دست‌اندركاران سينما معتقد است در يكي از دوره‌هاي برگزاري جشنواره فيلم فجر كه زمان آن را به ياد نمي‌آورد افراد جسور و آگاه سر كار بودند و به قضاوت در مورد فيلم‌ها مي‌پرداختند و با زحماتي كه براي سينماي ايران كشيدند آن را در داخل و خارج از كشور مطرح كردند؛ دوره‌اي كه فيلمسازان شاخصي مانند عياري ، مهرجويي و... در آن شركت داشتند. در آن دوره منتقدان سرشناس جهان مانند شارپ در اين جشنواره حضور داشتند. اعتقاد وي بر اين است كه جشنواره فيلم فجر در توليدات داخلي موفق بوده اما اين كه در اين جشنواره چگونه با فيلم‌ها برخورد و در مورد آنها داوري مي‌‌شود، مسئله ديگري است. در‌بعضي دوره‌ها سخت‌گيري‌ها كمتر بوده و فيلم‌ها راحت‌تر پخش مي‌شد اما در اين دوره سخت‌گيري‌ها براي پخش فيلم‌ها بيشتر بوده است. متاسفانه بايد گفت اين جشنواره نبوده كه جهت جريان‌هاي سينماي كشور را مشخص كرده بلكه جشنواره خارجي جهت سينما را معين كرده است.
جشنواره فيلم فجر در مقابله با جشنواره‌هاي خارجي و غربي موفق نبوده است. اين جشنواره در ميان ساير جشنواره‌ها اهميتي ندارد چون فيلم‌ها در آن سانسور و سناريوي فيلم تا حدي تضعيف مي‌شود.كارشناسان بسياري در اين زمينه به تحقيق پرداخته‌اند و معتقدند تغييراتي در جشنواره و سناريوي فيلم‌ها اعمال مي‌شود. اين تغييرات چه از لحاظ ديكته شدن به توليد‌كننده و چه از لحاظ سانسورهاي مختلف قابل ملاحظه است و مي‌تواند يكي از علت‌هاي ضعيف شدن جشنواره در طي سال‌هاي اخير باشد.به هر حال آنچه را كه سينماي ايران پس از سال‌ها به‌آن دست يافته نبايد به راحتي توسط قدرت‌هاي غربي و بيگانه از دست داد. باشد كه همه در اين راه كوشش كنيم و با لطف پروردگار نتيجه بگيريم.

 
 
   
 
تحليل
:: اقتصادی ::
مدیریت حضور کارکنان با استانداران است
:: فناوری اطلاعات ::
پایان ممنوعیت پرحاشیه؛ واردات تمام برندهای موبایل، آزاد اعلام شد
:: روی خط جوانی ::
دلیل نوعروس برای طلاق 6 ماه بعد از عقد چه بود؟
:: ورزش ::
اولادقباد کوتاه آمد: قدردان آقای شمسایی هستم
:: فرهنگ و هنر ::
طلوع ماه فراخوان داد
:: حوادث ::
اختلاف بر سر مبلغ رهن یک خانه به قتل منجر شد

 
     
   
     
     
    ::  تماس با ما  ::  درباره ما  ::  sitemap  ::  آگهي درهموطن  ::
کليهء حقوق متعلق است به روزنامهء هموطن سلام. ۱۳۹۳ - ۱۳۸۳
طراحی و اجرای سايت : شرکت به نگار