سه شنبه 26 خرداد 1405

 
 
     
 
     
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
آگهي درهموطن 
اخبار در موبايل 
آرشيو روزنامه 
تماس با ما 
توصيه روز
:: بازار کامپيوتر ::
معرفی تبلت چهار هسته‌يی شرکت ASUS‎
:: نکته آموزشی ::
چگونه گوشی اورجینال را از تقلبی تشخیص دهیم؟

اخبار داخلی روزی روزگاری اثر آن ندامت در فرزند او ظاهر شد

 
 

هموطن , سه شنبه 4 بهمن 1384

اثر آن ندامت در فرزند او ظاهر شد

 
 

چون نماز شام شد، ماده گاوی چند از صحرا برسیدند، و آن زال دخترکی داشت دوازده ساله، در غایت کیاست و نهایت ملاحت.

اثر آن ندامت در فرزند او ظاهر شد
«جوامع الحکایات و لوامع الروایات» ـ سدیدالدین محمد عوفی-و از مشاهیر حکایات است که روزی قباد شکار رفته بود و در شکارگاه به عقب گوری بسیار بتاخت و از لشکر جدا افتاد، و روز گرم گشت و قباد تشنه شده بود.
از دور در میان صحرا سواری دید، آنجا راند. دو سه خیمه کهنه دید در میان صحرا زده، گفت: مهمان خواهید؟ زالی برون آمد، و عنان اسب او بگرفت و او را فرود آورد و قدری شیر و ماحضری که داشت پیش او نهاد، و قباد تناول کرد، و ساعتی بیاسود، و خواب بر وی غلبه کرد، تا آخر روز بیدار نشد، و چون از خواب درآمد، شب نزدیک آمده بود و هم آنجا مقام کرد.
چون نماز شام شد، ماده گاوی چند از صحرا برسیدند، و آن زال دخترکی داشت دوازده ساله، در غایت کیاست و نهایت ملاحت. آن دخترک را گفت: ای فرزند، برخیز مقداری شیر بدوش، تا پیش آن مهمان عزیز برم. آن دخترک برفت و از آن ماده گاو شیر بسیار بدوشید، چنانکه قباد را از آن عجب آمد و گفت: این جماعت به واسطه عدل ما در این صحرا نشسته‌اند، و هر روز چندین شیر از ستور می‌گیرند. اگر از یک هفته یک روز شیر به سلطان دهند، در حال ایشان هیچ خللی نیاید و خزانه را توفیر باشد.
پس با خود قرارداد چون به دارالملک رسد، آن مواضعه بر رعیت دهد. چون شب بگذشت و نسیم سحر بوزید، مادر مردختر را بیدار کرد که برخیز و گاو را بدوش. دختر برخاست و خواست که گاو بدوشد، فریاد کرد و گفت: ای مادر، برخیز و روی به دعا آر که پادشاه نیت ظلمی کرده است.
قباد گفت: سبحان الله! این کودک از چه دانست که من این اندیشه کرده‌ام! پیرزن برخاست و به تضرع هرچه تمامتر دعا گفت. قباد پیرزن را بخواند و گفت: به چه دانستی که پادشاه اندیشه ظلم کرده است؟
گفت: هر بامداد گاو ما شیر بسیار دادی، و امروز شیر نداد و سببی دیگر حادث نشده بود، دانستیم که اثر آن است که پادشاه نیتی بد کرده است و هرگاه که پادشاه نیت ظلم کند، خدای تعالی، برکت و خیر از زمین بردارد و اثر آن به همه چیز برسد و هرگاه که پادشاه نیت خیر کند، خداوند سبحانه و تعالی چندان خیر و برکت به عالم فرستاد تا آثار آن به همه جهان برسد. قباد گفت: راست گفتی و مرا انتباهی پدید آمد. از سر آن نیت در گذشتم و آن اندیشه را فروگذاشتم. پس دختر او برخاست و گاو را بدوشید، و شیر بسیار از وی به حاصل آمد، و قباد از سر ظلم برخاست و اثر آن ندامت در فرزند او نوشیروان ظاهر شد، تا همه عالم، عدل و داد گرفت.

 
 

جلو اتومبیل وزیر راه را در ونک گرفته و او را لخت کردند!
سوء ظن در حق من دارند
درجه‌بندی سینماها حاصلی نداشت

 
   
 
تحليل
:: اقتصادی ::
مدیریت حضور کارکنان با استانداران است
:: فناوری اطلاعات ::
پایان ممنوعیت پرحاشیه؛ واردات تمام برندهای موبایل، آزاد اعلام شد
:: روی خط جوانی ::
دلیل نوعروس برای طلاق 6 ماه بعد از عقد چه بود؟
:: ورزش ::
اولادقباد کوتاه آمد: قدردان آقای شمسایی هستم
:: فرهنگ و هنر ::
حمیدی مقدم دبیر سینما حقیقت شد
:: حوادث ::
اختلاف بر سر مبلغ رهن یک خانه به قتل منجر شد

 
     
   
     
     
    ::  تماس با ما  ::  درباره ما  ::  sitemap  ::  آگهي درهموطن  ::
کليهء حقوق متعلق است به روزنامهء هموطن سلام. ۱۳۹۳ - ۱۳۸۳
طراحی و اجرای سايت : شرکت به نگار