 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
محاکمه مردي که دامادش را به رگبار بست
|
| | | |
 | مردي که در پي يک انتقام گيري خونين دامادش را به گلوله بست، روز گذشته در دادگاه کيفري استان تهران محاکمه شد. |  مردي که در پي يک انتقام گيري خونين دامادش را به گلوله بست، روز گذشته در دادگاه کيفري استان تهران محاکمه شد.
به گزارش خبرنگار ما در ابتداي جلسه محاکمه نماينده دادستان تهران در برابر پنج قاضي شعبه 74 دادگاه کيفري استان تهران قرار گرفت و گفت؛ 12 بهمن ماه سال 84 به ماموران پليس استان تهران خبر دادند، مردي با کلاشينکف جواني به نام مهدي را به رگبار بسته است و همچنان در محل حادثه حضور دارد.با ورود پليس به محل قتل متهم که فيض الله نام دارد و پدرزن مقتول است، دستگير شد و ماموران جسد غرق در خون مهدي را به پزشکي قانوني انتقال دادند.فيض الله در بازجويي ها به قتل مهدي دامادش اعتراف و انگيزه خود را انتقام گيري از وي عنوان کرد.
نماينده دادستان تهران ادامه داد؛ با توجه به اينکه اتهام فيض الله از نظر دادسرا محرز است و مدارکي نيز در اين خصوص ارائه شده تقاضا دارم قضات دادگاه راي قانوني را درباره وي صادر کنند.
سپس اولياي دم مهدي جوان 23 ساله در جايگاه قرار گرفتند و براي قاتل پسرشان تقاضاي صدور حکم قصاص کردند.
در ادامه قاضي تردست دادرس شعبه 74 دادگاه کيفري از فيض الله خواست در جايگاه متهم قرار گيرد و از خود دفاع کند. وي گفت؛ اتهام قتل را قبول دارم اما قصد کشتن دامادم را نداشتم.
من و خانواده مهدي از مدت ها قبل رفت و آمد داشتيم و در اين اثنا متوجه شدم مهدي به دخترم سودابه علاقه مند است تا اينکه يک روز مادر مهدي به خانه ما آمد و سودابه را براي ميهماني به خانه اش برد، بعد از آن دخترم ديگر برنگشت.
چندين بار از پدر مهدي خواستم حقيقت را بگويد، البته متوجه شده بودم که مهدي دخترم را با خودش برده است، اما آدرسي از آنها نداشتم و از پدر وي آدرس را مي خواستم.
متهم ادامه داد؛ پنج ماه بعد دخترم با من تماس گرفت و گفت او را به عقد مهدي درآورده اند و وي اکنون باردار است. دخترم که به خانه آمد، متوجه شدم شکنجه شده و آثار سوختگي روي بدنش کاملاً مشهود است. وقتي با اين صحنه مواجه شدم نشانه خانه مهدي را از سودابه گرفتم تا به سراغ وي بروم. البته براي دفاع از خودم کلاشينکف بردم.
وقتي به آنجا رسيدم با مهدي گلاويز شدم، آنقدر عصبي بودم که کنترل خودم را از دست دادم. اسلحه روي رگبار بود. آن را برداشتم و به سمت مهدي شليک کردم.
متهم به قتل ادامه داد؛ تصور مي کنم حدود 14 گلوله شليک کردم، وقتي جسد مهدي روي زمين افتاد خيلي ترسيدم اما او مرده بود و کاري نمي توانستم بکنم. حالا هم از اولياي دم تقاضاي بخشش دارم و اميدوارم از قصاص من بگذرند.
با پايان دفاعيات متهم پنج قاضي شعبه 74 دادگاه کيفري استان تهران براي صدور راي خود وارد شور شدند. | | | | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|